تبلیغات
کنکور ارشد روانشناسی - مرورهای آخر
 
کنکور ارشد روانشناسی
هر آنچه برای قبولی در کنکور ارشد روانشناسی نیاز دارید
درباره وبلاگ


دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی دانشگاه شهیدبهشتی

رتبه 2 روانشناسی در کنکور دکتری

رتبه 7 روانشناسی عمومی و
23 روانشناسی بالینی
در کنکور کارشناسی ارشد

کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه تهران

کارشناسی مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی شریف

یک سال سابقه مشاوره تخصصی دپارتمان روانشناسی
در موسسه ماهان

6 سال مشاوره کنکور ارشد روانشناسی



""لطفا نظرات خود را به صورت خصوصی ارسال نکنید!""

لطفا سوالات خود را در پست مرتبط درج کنید


تلگرام منشی: خانوم ندا راستگو : nr789@

حتما در کانال تلگرام عضو شوید
https://telegram.me/arshadravanshenasi97

مدیر وبلاگ : زینب حاجی رسولیها
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دوستان سلام

حدود یک ماه و نیم (کمی کمتر) تا روز کنکور ارشد باقی مونده. و این زمان شاید بشه گفت مهم ترین و کریتیکال ترین زمان در این چند ماه هست، برای جمع بندی آخر.

یه سوالی که از من پرسیده میشه اینه که آیا الان می تونم کتاب جدید اضافه کنم یا نه؟

جواب سوال معمولا منفی هست. اما در شرایطی می تونه مثبت هم بشه، مثلا وقتی کتاب های جدید کتابهایی مثل روانشناسی عمومی حمزه گنجی، یا روانشناسی شخصیت علی اصغر احمدی، یا کودکان استثنایی غلامعلی افروز انتشارات سنجش تکمیلی باشه. این نوع کتابها یا کم حجم اند، یا متن خیلی ساده ای دارند. پس قرار دادن این نوع کتابها در برنامه درسی یک ماه آینده مشکلی نداره.

سوال دیگه اینکه برای آزمون های جامع چطور درس بخونیم؟ آزمونهای جامع دو هفته یک بار قراره برگزار بشن، آیا در این دو هفته میرسم کل همه کتابها رو یک بار دوره کنم؟

این بستگی به این داره که تا قبل از اون پایه تون چطور بوده؟ تا الان خوب پیش رفتین یا نه؟ سرعت خوندن تون چقدر توی دوره ها می تونه بالا بره؟ اگر شما رتبه هاتون در آزمونهای قبلی خیلی خوب و عالی میشده، (زیر 10)، احتمالا می تونید در دو هفته کل کتابها رو دوره کنید. و البته این به مقداری که وسواس به خرج می دید هم بستگی داره. اگر آدم خیلی وسواسی ای باشید احتمالا نمیشه. ( و البته باید سعی کنید تا می تونید این وسواس رو کم کنید، قرار نیست اگر ما یک صفت بدی داریم، روی اون پافشاری کنیم و تقویت ش کنیم).

رویکرد دیگه اینه که برای آزمون جامع اول نصفه ی سخت تر کتابها، و برای آزمون جامع دوم نصفه آسون تر کتابها، رو قرار بدید و برای آزمون سوم تمام دروس رو مطالعه کنید.

از روی چه کتابهایی دوره کنم؟  کتابهای مرجع؟ پوران؟ مدرسان؟ خلاصه خودم؟ خلاصه شما؟ جزوه کلاس؟

این خیلی خیلی بستگی به وضعیت شما در اون درس خاص داره. مثلا اگر شما فیزیولوژی رو توی همه آزمونها بالا میزنید و فکر میکنید تسلط تون روی این درس خیلی خوب بوده همیشه. پس برای شما یه کتاب خلاصه مثل پوران، یا اگر خودتون خلاصه نویسی کردید، خلاصه ی خودتون، و یا اگر خلاصه های من رو دارید، خلاصه من کافی خواهد بود. و نکته ای که مهمه اینه که دیگه نباید مقداری که همیشه روی این درس وقت می گذاشتید ، وقت بذارید. و بهتره الان بیشتر به نقطه ضعف هاتون برسید. (( این حرف الان درسته که یک ماه و نیم مونده، ولی اگر دو سه هفته مونده به کنکور بود، دیگه این حرف درست نیست، و شما نباید سراغ تقویت نقطه ضعف هاتون برید و فقط باید روی نقاط قوت تمرکز کنید))

اما اگر وضعیت شما همیشه در این درس بد بوده، آیا الان وقت خوندن کتاب خداپناهیه؟ به هیچ عنوان. چون این کتاب کتاب سختیه، و در زمان باقی مونده نباید سراغش رفت. بهتره یه کتاب آسون تر مثل پوران، (  یک و فقط یک کتاب) رو در دست بگیرید و همون رو خیلی عالی بخونید تا حداقل درصدی رو براتون جواب بده. اما اگر چند تا کتاب و خلاصه و تست دور خودتون جمع کنید، به هیچ کدوم خیلی خوب نمی رسید و درصد خوبی براتون به همراه نخواهد داشت. همیشه گفتم، یک کتاب بخونید اما عالی. نه اینکه چند کتاب ولی به هم ریخته و ناقص.

یعنی پس تا کنکور دیگه کتاب مرجع نخونم؟

در بعضی شرایط چرا. مثلا کتاب دی اس ام 5 گنجی باید خودش خونده بشه چون جایگزینی براش نیست. پس الان که میخواهید از روی مدرسان تست بزنید و دوره کنید یادتون باشه که حتما باید خود کتاب گنجی برای این درس اول دوره بشه.

نمیشه فقط تفاوت های دی اس ام 4 و 5 رو بخونم؟

اصلا. چون سال گذشته از متن خود کتاب گنجی سوال بوده ( دی بریفینگ در فصل PTSD ). و امسال هم این احتمال هست.

پس تا اینجا معلوم شد چه چیزهایی باید دوره بشه. اگر کتابی برای شما در همه آزمونها جواب داده و شما با همون کتاب درصد بالا آوردید، راه دیگه ای امتحان نکنید، همون کتاب رو بخونید با تمام نکته ها.

اگر تا الان همه دروس دوره شده، بهتره کم کم شروع کنید به کنکور دادن، گاهی صبح  و گاهی بعد از ظهر، یک کنکور کامل بزنید با برنامه ریزی برای زمان. یعنی به هر درسی چند دقیقه برسه. اگر کنکورتون 150 دقیقه باشه خوبه که حدود 1 ساعت الی 1 ساعت و ربع برای زبان بذارید. 15 دقیقه آمار و 1 ساعت هم بقیه دروس (مرضی، رشد، علم النفس، بالینی (عمومی) و فیزیولوژی). اما باز هم این برنامه برای هر کس می تونه متفاوت باشه. کسی که زبانش خوبه و آمارش ضعیف باید وقت بیشتری برای آمار بذاره و وقت کمتری برای زبان.

نکاتی که توی هر درسی خیلی یادتون میره می تونید برای خودتون روی کارت یا توی دفترچه یادداشت بنویسید و قبل از آزمون ها اون ها رو هم دوره کنید.


این دو تا پست هم مربوط به پارساله و فکر می کنم بد نباشه نگاهی بهشون بکنید. 

ماه آخر


راهنمایی های آقای هادی آزاد از داوطلبان پارسال و از دانشجویان امسال

 

موفق باشید 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 3 دی 1393
زینب حاجی رسولیها
سه شنبه 14 بهمن 1393 12:36 ب.ظ
سلام پنج شنبه کنکوردادم ارشدبالینی امیداصلاندارم .واسه علم النفس وزبان الان چیکار.کنم.ممنون
زینب حاجی رسولیها الان؟
یکشنبه 28 دی 1393 07:11 ب.ظ
خانوم رسولیها سلام یه سوالی داشتم چرا مدرسان یه چی میگه پوران یه چی دیگه؟؟؟ واقعا توی تست زدن به مشکل بر خوردم :(
زینب حاجی رسولیها بهتره دفترچه کنکور اون سال رو هم بگیرید که با کلید سنجش چک کنید، تو قسمت سوالات درسی هم میتونید بپرسید، بچه ها کمک میکنن، من بخاطر همین میگم کتاب کتابخانه فرهنگو بگیرید
یکشنبه 28 دی 1393 07:09 ب.ظ
سلام خانوم رسولیها من از 25 دی شروع کردم به تست زدن از سال 80 هر بار که میزنم درصدام بالاتر میشه تقریبا به میانگین 50 رسیدم البته میانگین زبانم حدود 20 میشه.خوبه بنظر شما؟ بعد پاسخنامه رو کامل میخونم بعدش تقریبا شبها خلاصه های خودتونو میخونم بنظرتون روشم خوبه؟ :) مرسی
زینب حاجی رسولیها سلام روش تون خوبه، زبان بالاتر از این نمیره، اما درسایی که حفظی ترن رو حتما زیادتر دوره کنید چون میشه درصد بالاتر زد
شنبه 20 دی 1393 12:09 ق.ظ
سلام و.خسته نباشید به همه دوستان خوب کنکوری.. میخواستم بگم این روزای باقیمونده رو بدون استرس بگذرونید.. شاید گفتنش راحت باشه ولی شدنیه.. ادمها همیشه هرچقد هم زحمت بکشن بازم فکر میکنن کم گذاشتن ولی اینو بدونید اگه با این فکرای بیخودی بخواید این چند وقت رو بگذرونید درحق خودتون ظلم کردین.. به ماه هایی فکر کنید که درس خوندین..تلاش کردین..نذارید با فکرای حاشیه ای مثل نمیشه و نمیتوم خراب شه.. تو همانی که به ان می اندیشی.. برای همتون ارزوی بهترین ها رو دارم..انشاا... میاید توی همین صفحه و میگید هوووووووورااااا عالی دادم.. پس با قدرت ادامه بدین..
پنجشنبه 18 دی 1393 07:32 ب.ظ
سلام حالا که مه دارن از روی کتابهای موسسات مرور می کنن شاید بد نباشه که بگم خیلی اعتمادی به این کتابها نیست همین الان کودکان استثنایی شریف چندغلط فقط در یک صفحه دارد مثل ص 31 هارت ناپ نقص در مواد قندی نیمن پیک نقص در موادقندی .هرقدر گشتم شاید اصلاحیه ای داشته باشد هم چیزی پیدا نکردم اگرمن اشتباه میکنم لطفا بگویید
زینب حاجی رسولیها والا باید دقیق بگید تا راهنمایی تون کنم. من نه سوالو متوجه شدم نه غلط مدرسان. بهتره در پست سوالات درسی مطرح کنید تا بچه هام بتونن کمک تون کنن
شنبه 13 دی 1393 11:48 ب.ظ
سلام من برا عمومی مدرسان ماهان و یه کتاب از انتشارات کتابخانه فرهنگ خوندم به نظرتون خوندن گنجی نیازه باز ؟؟چون اخر این کتابا نوشتن از گنجی هم استفاده شده.میخام حداقل 65بزنم .گنجی کدوم فصلاش مهمتره؟
زینب حاجی رسولیها والا من هیچ کدوم از اون کتابا رو ندیدم. باید ببینید توی آزمونهای آزمایشی چه درصدی می زنید
پنجشنبه 11 دی 1393 04:57 ب.ظ
ببین آزاده جان من همیشه میگم وقتی احساس کردی به آخر خط رسیدی برگرد و پشت سرتو نگاه کن.اگر احساس کردی تمام راههای اومدت شیرین و معقول بوده و ارزش گذشتن از خیلی چیزا رو داشته با یقین به راهت ادامه بده حتی اگر به نتیجه ی دلخواهت هم نرسیدی.چون همه ی اون ثانیه ها رو در خوشی به سر میبری.اما اگر مرور گذشته ارضات نمیکنه بدون اگر به آخر هدفتم برسی باز کسل و بی حوصله ای چون داری از مکانیزم واکنش سازی استفاده میکنی.یعنی همون تراژدی آدمایی که پول دارن و تحصیلات و غیره اما همیشه تو زندگیشون خلائ دارن رو تو زندگی خودت ایفا میکنی.اما نه.....اگر تحصیل و دوست داری انگیزه از این بیشتر که آدمایی که اینجان قراره تو کنکور حالتو بگیرن که یکیش خودمم.موفق باشی
پنجشنبه 11 دی 1393 09:21 ق.ظ
سلام و وقت بخیر به شما سرکار خانم حاجی رسولی ها
سپاس ازاینکه تجربیات خودتون رو در اختیار سایرین قرار میدین.
من تغییر رشته ای ام. میخام از الان شروع کنم و خودمو واسه آزمون سال دیگه آماده کنم. و قصد دارم روانشناسی بالینی بخونم. کتاب‌های منبع رو کم و بیش تهیه کردم و میخام توی یکی از موسسات آموزشی ثبت نام کنم هم واسه آزمون های آزمایشی و هم برای خرید جزوات. شما به طور اخص کدوم رو معرفی می کنید.
سپاس فراوان از وقتی که به من اختصاص دادین.
زینب حاجی رسولیها سلام فعلا خیلی زوده برای تصمیم گیری. ثبت نامها خرداد و تیر سال آینده باز میشه. بهتره تا اون موقع به توصیه های پست کنکوری های سال آینده عمل کنید.
سه شنبه 9 دی 1393 12:18 ق.ظ
این ماه آخر انگار زیادی سخته! الان وقتی به میانگین درصد و ترازم تو آزمون ها و کتاب های نخوندم نگاه می کنم مطمئنم که قبولی امسال نشدنیه. این اشکال نداره! چون بازم فرصت هست... بدیش این حس ناامیدی عجیب غریبیه که دیگه نمی ذاره طرف درس خوندن برم! چند روزه که ساعت مطالعه ام صفره و عجیب دنبال یه نیروی محرکه واسه جا نزدن می گردم... ولی انقدر این دوستمون حرفای خوشگل زده دلم نمیومد اینارو زیرش تایپ کنم! زینب خانم چیکار کنم که بلند شم و زورای آخرم رو بزنم؟
یکشنبه 7 دی 1393 01:54 ب.ظ
سلام بچه ها.همگی خسته نباشید.میخوام یکی از مهمترین تجربه های چند وقت پیشمو براتون بگم چون بازم زینب جون حرفاش یه کم امیدوارم کرده.و حال روحیم خیلی بهتره.آزمون سنجشی که من شرکت کرده بودم به قدری اضطرابم زیاد بود که پرش پلک ودرد شدید در ناحیه ی قفسه ی سینه داشتم.ترو خدا مسخرم نکنید چون کلا من آدم استرسوری هستم حالا بماند که دیرم سر جلسه حاضر بشی خلاصه آزمونو دادم و اومدم خونه.روز بعدش صبح تو همون ساعت دوباره آزمونو از خودم گرفتم با این تفاوت که دیکه رتبه و درصدی مهم بود شاید باورتون نشه اما درصدها به قدری بالا رفت که خودم هم مات و مبهوت مونده بودم.یعنی 40 درصد شده بود70درصد البته اینم بگم چون من حالم بد بود اصلا پاسخ نامه رو برنداشتم که فکر کنید قبلا پاسخهارو دیده بودم.این یه پیشنهاد دوستانه به شماست اگر نمیتونید استرستونو کنترل کنید بهتره بیخودی درس نخونید چون تمام زحمات شما به هدر میره یا که مثل تصمیم امروز من و صحبت آقای هادی سر جلسه بیخیال درصد و رتبه بشید.راستی سر جلسه هم دیر نرسیپس شد دوتا موفق باشید
زینب حاجی رسولیها بسیار عالی
جمعه 5 دی 1393 11:47 ب.ظ
نوشته ها پر عمق و قابل تامل بودند و متنی به این زیبایی مسلمانشات گرفته از روحی غنیه که سرشار از ذوق و اندیشست ومن تبریک میگم که در این جمع بی نظیر دوران پر استرس زندگیمو عبور میکنم.امیدوارم خداوند به اندازه ی توان روحی و عقلی هرکس در ناهوشیارش رویاهایی رو قرار بده تا با رسیدن به اون به آرامش برسه و در صورت نرسیدن به اون هم یقین داشته باشه که روزی خواهد تونست به اون برسه.
جمعه 5 دی 1393 07:17 ب.ظ
با سلام
من همه دروسو خوندم و دارم دوره می کنم فقط فیزیولوژیک و انگیزش و هیجان را نخوندم. می خواستم راهنمایی بفرمایید که کدوم مباحث از این بخش رو بخونم که در کنکور سالهای قبل سوالات بیشتری از اونا اومده است تا حداقل 40 درصد بتونم بزنم؟
زینب حاجی رسولیهاکتاب پیری قسمت فیزیولوژیش رو بخونید
پنجشنبه 4 دی 1393 10:05 ب.ظ
ماهیت اضطراب:
دو زمین دار لهستانی در مهمانخانه محلی نشسته بودند و شراب می نوشیدند و درحال بحث به یكدیگر پز می دادند.هر یك از آنها ادعا می كرد كه خرسی دارد قوی تر از خرس دیگری.آنها هنگامی كه مست شدند متوجه نبودند كه هیچیك از آنها اصلا خرسی ندارد.آنها تصمیم گرفتند كه هنگام سحر خرسهایشان در جنگل با یكدیگر مبارزه كنند تا معلوم شود كه كدامیك از خرسها قوی تر هستند.پس از پایان این بحث هر یك از آنها راهی خانه شدند.در آن شب وقتی مستی از سرشان پرید ناگهان متوجه شدند كه اصلا خرسی ندارند.هر دو به یك نتیجه گیری رسیدند:هر كدام مستخدم خود را صدا زدند و به او دستور دادند كه پوست خرس بپوشد و وانمود كند كه خرس است و با خرس دیگری بجنگد.این دو مستخدم بیچاره لباس خرس پوشیدند و به جنگل رفتند.هردو از ترس می لرزیدند و میدانستند كه خرس تقلبی هستند و از مرگ هراس داشتند.بالاخره در جنگل درمقابل هم قرار گرفتند.هركدام،دیگری را خرسی واقعی،ترسناك،بزرگ و قدرتمند تصور می كرد!هر كدام از آنها در حالی كه بهم نزدیك می شدند جان به جان آفرین تسلیم كردند.فقط بخاطر اینكه تصور می كردند با خرس واقعی روبرو شدند و دیگر كاری از دستشان برنمی آید.
ما هم مثل اینها فكر می كنیم كنكور ارشد خرس واقعی یا آخر راهه در حالیكه چنین نیست.سوالات خوب و راحت امسال هم لباس خرس پوشیدند فقط باید برید جلو و بدون ترس مقابلشان بایستید و بدونید كه سوالات (طراحان كنكور) هم از شما می ترسند كه نكنه 100 بزنید.
به امید موفقیت
پنجشنبه 4 دی 1393 09:07 ب.ظ
مرسی واقعا لذت بردم خیلی حال خوبی داد بهم...
پنجشنبه 4 دی 1393 09:15 ق.ظ
خانوم حاجی رسولیها من dsm گنجیو خوندم و مدرسان نیازی هست کاپلانو بخونم؟ مرسی
زینب حاجی رسولیها سلام خیر
چهارشنبه 3 دی 1393 01:31 ب.ظ
خدا به طرز خارق العاده ایی زندگی رو تغییر میده ،وعلیرغم ازردگیها وناملایمات وسختیها ،اوضاع رو از این رو به اون رو میکنه ،
فقط باید خواست وطالب تغییر بود ، ومن این رو به کرات لمس کردم ،
چرا که خداوند تغییر رو دوست داره ودر این لحظه اتفاقاتی میفته ،،که زمان بهبودی میرسه واکنون میشه وقت تعالی وازاد شدن ورسیدن ومحقق شدن وخدا میگه تصور کن ایمان داشته باش ، من بهت میدم ،
وپیام اورانی رو بهت نشون میده، وعلت اینکه ماهایی که این وبلاگ رو میخونیم عمیقا از زینب حاجی رسولیها سپاسگذاریم ، براستی چرا ،،،دلیلش به خودمون برمیگرده چون قلبا خواستیم وپیداش کردیم که راه رو رفته پس ماهم میتونیم ، واین ارامش عجیب وامید وانرژی ی که این وبلاگ میده ،مثل چراغی میمونه ،که راه رو روشن میکنه ،
به نظر من حتی اگه هممون روزی به خواستمون رسیدیم ،بعد از تلاشمون به دانشگاه خوب وگرایش خوب قبول شدیم ،ومرتبه علمی پیداکردیم وواقعا علم رو برای علم خواستیم ،باز هم این پایان خط نیست
باز هم بایداز خدا بیشتر ،بهتر ،وبزرگتربخواییم
مثل خود خدا باشیم ،بزرگ فکر کنیم وبه بیشتر شدن بیندیشیم ،ودر برابر خواستمون /هر خواسته ای/ تا زمان اجابتش مسوول باشیم وبه خودمون وخواستمون ایمان داشته باشیم ،، ومن ایمان داریم اجابت میشه ،

تشکر ویژه از دوست ارزشمند زینب حاجی رسولیها ،بابت دست نوشته اقای هادی ازاد ،، اوایل نوشتش فکر میکردم تغییر رشته ایی باید باشه ،جدا خوشحال شدم قبول شد ن ،نوشته پر تاملی بود ،




زینب حاجی رسولیها هیچی نمیتونم بگم ... فقط ممنون. عالی بود بی نهایت. ازت میخوام اگر میتونی همین رو ، اگر هم خواستی گسترده ترش رو ، و چیزهای دیگه ای که فکر میکنی گفتن شون لازمه بنویسی برام و من هم توی وبلاگ بذارم
چهارشنبه 3 دی 1393 01:18 ب.ظ
روزی که به خواستم فکر کردم ،اینکه من به روان شناسی علاقه دارم ،بین سه تا رشته درگیر بوودم ،که انتخاب نهاییم وعلاقه باطنیم رشته ژرف وزیبای روان شناسی بود ،
با خودم گفتم بلند شو ،تموم کن ناراحتی رو ،بیا بیرون از فاز اینکه ،من سزاوار اینهمه رنج ،زجر وشک نبودم ،چرا اینهمه ناراحتی ،برای من وخانوادم ،
که جدا حضور خداوند رو احساس کردم وبرای پیدا کردن مسیر مرتبه بهتر کمکم کرد ،وانسانهایی رو در مسیر زندگیم الگو قرارداد تا از اونها برای هدفم الهام بگیرم ،، وموفقیتهاشونو ببینم ، ،وخدا بعد از نشان دادن به من گفت تو هم میتونی ،ومیشه ،که اتفاقی این وبلاگ رو پیدا کردم ،که خدا شروع به صحبت کردن بامن ، که دیدی میشه ، واین بنده من تونسته ، ،توهم میتونی انجام بده ،وبه طور شگفت انگیزی هرکس در مسیر زندگیم در این چند ماه قرار گرفت اموزگاری مهربان وعمیق برای من شد ،در جایی استاده بودم سرم رو بالا بردم تابلوی روان شناس بالینی دیدم ،با کسی دوست شدم روان شناس بالینی بود وووووووو که جدا از حد خارج بود در این وسط کسانی بودند که سمپاشیه منفی میکردن ، ببین فلانی رو ارشد روانشناسی داره داره الان دندان میخونه بعدتوداری خوودت رو میکشی ،یا با هفت ماه تو چیزی نمیفهمی هنر کنی یک کتابو بفهمی ووووووو ویا اینکه میخایی چیکار ،وخیلی حرفهایه ،اما من با خدا در اوایل امسال پیمان بستم ، تقریبا حرفی درمن تاثیر نداشت فقط انگیزه خیلی بالایی داشتم ودارم ادمه خواهم داد ،،هر چند ابزارهام قوی نبود ، روزی بود که با خودم گفتم خدایا اخه این روش تحقیق چی میگه خدایا چرا اینطوریه نکنه من اشکال دارم که اصلا نمیفهممش ،ولی شاید باور نکنید من جدا عاشق روش تحقیق شدم ، وتنها کتابیه که احساس مذکر بودن بهش دارم وجدا علاقه مند شدم بهش البته منها امار، وواقعا روش تحقیق رو فهمیدم ،وووووو....
وخدا بهم گفت از فاز ناراحتی بیا بیرون وخودت رو تعالی بده وبه دنبال تمنیات درونیت باش گذشته رو فراموش کن ، وجدا من با گذشته فاصله گرفتم،
ما با هر گذشته ایی که داشته باشیم با هر اندوهی وناملایماتی مادی معنوی .هرچیزی که بشه باعث رنج واندوه انسان ،، با ز هم میشه ساخت ،طرحی نو در انداخت وچیزی تازه ساخت
ادامه در کامنت بعدی
چهارشنبه 3 دی 1393 12:59 ب.ظ
علیرغم نلقاط قوتم در برخی دروس قطعا در بعضی دروس دیگه، نقاط ضعف فاحشی دارم ،که ،امکان براورده شدن خواسته ام رو برای امسال کمرنگ میکنه ،وهر چه به کنکورنزدیکتر میشم انگار یک ادم واقع بین میشم،که فرسنگها با ارمانگرایی خرداد وتیر فاصله داره .ومعقول تر شده ،،وبه قول دکتر شهشهانی پدر علم ریاضی ،درد ناک ترین کار جهان فکر کردنه ،،واین شده ،خوراک ذهنیه این روزهایه من، و خودگوییهایی که با خودم دارم ، که نقاط ضعفم چی بود ،نقاط قوتم چی
بود ،کجایه کارم اشکال داشت ،چطوری اضطراب رو کنترل کنم ،چرا نتونستم بیشتر تمرکز کنم ،چرا ترس داشتم ،چرا ،ابهت کتابها منو گرفت ،چرا واقع بین نبودم ،چرا ،چرا ،چرا،وهزاران چراهایه دیگه ،که منو وادار میکنه، به تفکر بیشتر،
اما....در کنار همه اینها،....بر این باورم که،
من وافرادی که چه خاموش وچه روشن ،این وبلاگ رو میخونیم ،از طرف خداوند دعوت شدیم ،خداوند قدرتی در درون ما گذاشته به نام تصور کردن ،وتصور اون چیزی که قلبا طالبشیم
ومحقق شدنش ایمان داریم /همسر خوب فرزند ،کار هر چیزی/وما تصور اینکه روزی ،به مرتبه ودرجه عالی برسیم ،رو داشتیم وخداوند ما رو تشویق کرده،،که با افراد موفق تر از خودمون مواجه شیم وبدونیم ،ما هم میتونیم انجام بدیم ،
ادامه کامنت بعدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.