تبلیغات
کنکور ارشد روانشناسی - بحث ازاد (غیر درسی)
 
کنکور ارشد روانشناسی
هر آنچه برای قبولی در کنکور ارشد روانشناسی نیاز دارید
درباره وبلاگ


دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی دانشگاه شهیدبهشتی

رتبه 2 روانشناسی در کنکور دکتری

رتبه 7 روانشناسی عمومی و
23 روانشناسی بالینی
در کنکور کارشناسی ارشد

کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه تهران

کارشناسی مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی شریف

یک سال سابقه مشاوره تخصصی دپارتمان روانشناسی
در موسسه ماهان

6 سال مشاوره کنکور ارشد روانشناسی



""لطفا نظرات خود را به صورت خصوصی ارسال نکنید!""

لطفا سوالات خود را در پست مرتبط درج کنید


تلگرام منشی: خانوم ندا راستگو : nr789@

حتما در کانال تلگرام عضو شوید
https://telegram.me/arshadravanshenasi97

مدیر وبلاگ : زینب حاجی رسولیها
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 برای جلوگیری از پخش و پلا شدن موضوعات وبلاگ، و اینکه کسی بتونه راحت جواب سوالاشو پیدا کنه، لطفا بحث های ازاد رو به اینجا موکول کنید و در اینجا .... هرچه میخواهد دل تنگت بگو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 19 بهمن 1393
زینب حاجی رسولیها
یکشنبه 13 تیر 1395 11:59 ب.ظ
خانم حاجی رسولیها,لطفا اگر روانپزشک خوبی در تهران میشناسید,به من معرفی کنید.ممنونم.
جمعه 13 شهریور 1394 12:03 ق.ظ
ممنونم زینب جان از اینکه جواب سوال ابتدایی من رو دادید
جواب سوال دوم رو باید برم از یونگ بپرسم چون علاقه ی زیادی به نیچه داره و در کتاب سمینار یونگ راجع به زردتشت نیچه درباره ی اختلال شخصیت نیچه هم صحبت کرده
بازم ممنونم...
پنجشنبه 12 شهریور 1394 04:16 ب.ظ
به سوال دومم نخندید عجیب ذهنمو مشغول کرده...
زینب حاجی رسولیها اطلاعاتم كمه ازش
پنجشنبه 12 شهریور 1394 04:12 ب.ظ
زینب جان دو تا سوال
خیلی لطف میکنید اگر جواب بدید چون خیلی ذهنمو مشغول کرده
یه سوالم در رابطه با اینه که آیا اعتیاد هم میشه جزئی از وسواس بدونیم؟؟ چون وسواس عملیه که برای اجتناب از اضطراب انجام میگیره و عمل اعتیاد هم برای جلوگیری از اضطرب و افسردگیه پس با این تفاسیر از نظر شما میشه اعتیاد رو هم نوعی از وسواس عملی قلمداد کرد؟؟
و سوال دوم مگر اختلال شخصیت خودشیفتگی پایه ی اون در احساس حقارت نیست؟؟پس ریشه ی بیماری مضمن نیچه که بارزترین ویژگی این فرد اختلال شخصیت خودشیفته بود از احساس حقارتش نشات میگرفته؟؟مگه اون فیلسوف نبود؟؟این احساس حقارته درونی بوده و اگر آره پس چطور با این همه احساس بد به خودش تونسته نظرات جالبی رو ارائه بده؟؟
ممنونم اگر پاسخ بدید
زینب حاجی رسولیها ١. بله ، ٢. نمیتونم نظری بدم ،
شنبه 10 مرداد 1394 07:34 ب.ظ
سلام دوستان.
می توانید در تهران یک هیپنوتراپیست خوب به من معرفی کنید؟
اگر فرد خوبی رو در این زمینه می شناسید با معرفی کردنش کمک بزرگی به من می کنید.
زینب حاجی رسولیها دکتر عنایت الله شهیدی گیشا
چهارشنبه 13 خرداد 1394 12:44 ب.ظ
یونانیان باستان روان را به عنوان روح یا جوهر واقعی حیات تصور می کردند. در روان شناسی معنای روان به طور ضمنی محدود به ذهن است.روح جدا از مفهوم دینی آن در متون روان شناسی معمولا مترادف واژه روان بکار برده می شود؛ برای بحث ارتباط بین روان و بدن به بحث کاهشگر و ضد کاهشگر و همچنین بیماری های روان تنی در کتاب آسیب سلیگمن مراجعه شود؛ و هدف اساسی و مقدس روان شناسی ( مطالعه و شناخت روان ) افزایش سطح سازگاریهای انسانها و کاهش ناسازگاریها و کمک به انسانها برای کنار آمدن با مشکلاتی که قابل حل نیستند.
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 10:21 ق.ظ
نظر دوستان چیه که در باره تعریف اینکه دقیقا روان چیه ؟ روح چیه ؟ اینها چا ارتباطی و با چه مکانیسمی با بدن انسان ارتباط دارند؟ و هدف از شناخت روان رسیدن به چه نقطه ای است .ممنون میشم دوستان نظر بدند البته اگه امکانش باشه به کل سوال جواب بدند نه یه قسمتش
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 10:18 ق.ظ
نظر قبلی واس ماست .ماست ماست نه ها .واس ماست
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 10:16 ق.ظ
سلام . قبل بحث باید یه هدفی داشته باشیم . اینکه چرا باید بحث بکنیم .ایا می خواهیم دانسته های خود را به چالش بکشیم یا دیگران را به چالش بکشیم . یا اینکه میخواهیم از لذت کوباندن دیگران بهره ببریم .یا سوالی درذهن داریم و میخواهیم از چند بعد و زاویه به آن نگاه شود و یا .....وقتی هدف بحث معلوم شد میشه سر موضوعی بحث کرد . البته همیشه این جوری نیست از نوع بحث کردن و حرف زدن آدمها میشه کم کم به هدف آنها پی بردتجربه نشان داده که بحث کردن به شخصیت آدم چسبیده است یعنی اگه تو بحث موفق بشی شخصیتت موفق شده و برعکس و این روی نحوه بحث کردن تاثیر داره به سختی میشه حقایقی که در سخنان دیگران است قبول کرد .فقط اینو بگم کسانی که دنبال حقیقتند از بحث کردن با دیگران بهره میبرند .پس قبل بحث باید یه گروه پیدا کرد که هدفشان صرفا دانستن است نه کوبیدن و لج کردن و اعضای گروه هم زمانی که یه چیزی از کسی شنیدند ناراحت نشند . من سالیان سال بحث کرده ام یکی از چیز هایی که فهمیدم اینکه وقتی مبانی دوطرف یکسان نیست بحث خراب میشه .وقتی ادبیات مشترک نمیشه بحث خراب میشه ( تعریف اولیه لغات و برداشت ها ) وقتی منطق میره کنار و صرفا حرفای بزرگان دلیل بشه بحث میشه خراب .من همیشه بحث میکنم که برام تمرین ذهنی باشه و از طرفی دانسته هام رو به چالش بکشم و ازطرفی ذهن طرف روبرو را هم به چالش کشیده و دعوت به تفکر کنم و یا شناختی از ذهنش داشته باشم .البته نمیگم لج نمیکنم یا تعصب ندارم چون غالب آدمها درصدی از این دوتا را دارند.پس اول هدفمان از بحث را بیان کنیم . بعدش موضوع بحث بعدش ....
شنبه 26 اردیبهشت 1394 12:36 ق.ظ
ای کاش یکی اینجا بود بحث غیر درسی انجام میدادیم
جمعه 18 اردیبهشت 1394 12:03 ق.ظ
سلام
بعد از مدتی به وبلاگ سر زدم،ببینم کسی از شنیدن خبر مسرور شده مثل خودم،اما دیدم نه....شاید من نفر اولم خوشحالم
به دور از مزاح گویا تاریخ اعلام نتایج رو مجددا عوض کردن شده ۲۲ام روز سه شنبه.البته شاید تا فردا تاریخ عوض شهاینجا ایران است،و هر ناممکنی ممکن...
گفتم اطلاع بدم تا خبر به روز باشه...چون الان خوندم در روزنامه، البته اگر اینک رو به حساب امروز محسوب کنیم....

بی نظیر باشید
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 01:35 ق.ظ
سلام دوستان. یه مطلبی تو یه گروهی بود درباره سندرم شکنجه خاموش و آزمایش ویلیام مایر روی زندانی ها. جالب بود ولی به نظرم خیلی علمی نبود مخصوصا با نتیجه گیری های انتهاش!
میشه لطفا بهم بگید این مطلب صحت علمی داره یا نه؟
ممنونم ازتون
زینب حاجی رسولیها خب بهتره یک لینکی اینجا بذارید که دوستان هم بتونن بخونن
جمعه 11 اردیبهشت 1394 12:00 ق.ظ
مجددا تشکر جناب بابت توضیحات کاملتون درباره ی کتاب

اصولا روزنامه رو صبح میخونن اما من شبهاالبته شرایط حالم اینجوری ایجاب میکنه.....یه خبر خوندم گفتم شاید کسانی همچو من که بی صبرن این خبر خوشی باشه براشون مبنی بر اینکه قراره نتایج کارشناسی ارشد ۲۱ اردیبهشت روز دوشنبه اعلام بشه.امیدوارم شما هم همچو من از شنیدن این خبر خوشحال بشید......

شاد باشید
جمعه 4 اردیبهشت 1394 09:12 ق.ظ
خواهش میکنم . من تو دوران راهنمایی یعنی دهه 70علاقه مند شدم و کم کم شروع به مطالعه کردم ولی به قول آقای فرجی توی این کار شیادی های زیادی وجود دارد .به نظر حتی درکتاب نوشتن ،وقتی به فهرست نگاه میکردی می دیدی که عنوان خیلی خاصی قرار داده ولی وقتی به متن عنوان رجوع میکردی می دیدی هیچ چیز خاصی در مقایسه با عنوان پر طمطراق نیست و کم کم نسبت به کتابها بی اعتماد میشدی . ولی هرچند به قول آقای فرجی این آقای کابوک داستان پردازی زیادی کرده باز من متن های ایشان را برای آن زمان می پسندم . و اگه روزی کسی از من بخواهد که با کتاب وارد این حوزه شود من کتاب های ایشان را برای شروع معرفی میکنم . ولی درکنارش هم قبول دارم که باید نقد های وارده به آن شخص یا کتابش را نیز گوش زد کرد. اگه شما در حوزه خود هیپنوتیزم کتاب خود هیپنوتیزم کابوک قسمت روش خود هیپنوتیزم را بخونید و در حوزه دگر هیپنوتیزم قسمت راه های دگر هیپنوتیز در کتاب روانشناسی هیپنوتیزم کابوک را بخوانید .وقتی به کتاب جدیدی می رسید بیشتر و بهتر حرف های این کتاب و کابوک را خواهید فهمید . من تا به امروز کتابی عمیق تر و دقیق تر و اموزشی تر در قسمت خود هیپنوتیزم به روش کابوک ندیده ام که بله ممکن است به خاطر عدم اطلاع کافی من باشه ولی اگه آقای فرجی می شناسند به من هم معرفی کنند . خیلی علاقه مندم که ببینم بعد کابوک تو ایران چه کاری شده چون بنا به گفته کابوک ایشان یک روش جدید ارائه کرده بودند که حاصل ترکیب دو روش هندی و غربی بود. و من تاثیر گذاری آن را خود شاهد بوده ام .در پناه حق
چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 09:41 ب.ظ
تشکر جناب قاسمی.من همونی هستم که درباره ی هپنوتیزم پرسیده بودم...من تازه الان یه سری به این پست زدم.... همینکه معلوماتتون رو انتقال دادیدکمال تشکر رو دارم...کتابی که من مطالعه کردم برای دهه ی 70 بود.البته در نوجوانی.... اسم کتابو حضور ذهن ندارم متاسفانه اما متن سلیسی هم نداشت.و یا...


و اینکه جناب فرج خواه شما این همه اطلاعات داشتیدو..بگذریم
حداقل باعث شد من با توجه به وقت اندکم یه سری به فضای مجازی بزنم چون گفته بودید دیدم قرون وسطایه.اما اینجوریا هم نبوداا.الان توضیحش از حوصله خارجه و وقت منم اندک...

فتامل...
چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 12:27 ب.ظ
خواهش میکنم رفیق...
سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 03:27 ب.ظ
ممنون اقای فرجی ، اسم آقای جمالیان یادم می مونه .
دوشنبه 31 فروردین 1394 01:44 ق.ظ
دوست عزیز؛ کتاب علمی همان کتاب پیچیده نیست!
چنانکه عرض شد، کتابهای پرفسور هاموند که اگر درست یادم باشه رئیس جامعه هیپنوتیزم بالینی آمریکا (ASCH )هم هست، کتابهای معتبری هستند.
در واقع درسنامه های پذیرفته شده این فن بری درمانگرها هستند.
اما باز تا جایی که من میدونم بزرگترین هیپنوتیزور دنیا یکی دیگه ست!
در ایران هم تا جایی که من میدونم دکتر رضا جمالیان بیشترین کوشش رو در زمینه ترجمه متون معتبر در این حوزه داشتند. یکی دوتا از کتابهای اصلی دکتر هاموند رو هم با ترجمه ایشون دیدم.
سرچ کنید.
شنبه 29 فروردین 1394 09:11 ق.ظ
متن قبلی رو بنده فرستاده ام . با تشکر
شنبه 29 فروردین 1394 09:10 ق.ظ
با عرض سلام . سلام بحث پیه کلمات تازه و سختی نیست بحث کارایی کتاب است . اینکه کسی تو کتابش مطالب جدیدی برای گفتن نداره و بعد از خواندن کتاب تازه می فهمی کل حرف تازه این اقا برای گفتن دوسه صفحه بیشتر نبوده و از طرفی به طوری به سختی نوشته که یک تازه کار هم نمیتونه استفاده کنه پس من بازم میگم بعضی کتاب ها برای شروع خوبند وبعضی کتاب ها برای ادامه . اما من این موردفردی که خود هینوتیزم (نه دگر هیپنوتیزم )را از نزدیک میشناسم این موردی که من دارم در موردش صحبت میکنم مشکل قلبی داره یعنی توقلبش یه باتری و دستگاه کار گذاشته شده بود و مدتی همیشه تومشکل بود و ازطرفی مشکلات روحی مثل افسردگی معمولا به سراغش می اومد به خاطر این مسائل نمی تونست فعالیت فیزیکی خاصی انجام بده ولی بعداز مدتی تمرین خود هیپنوتیزم تونست کارهای خوبی برای خودش انجام بده . مثلا انجام دوباره کارهای فیزکی سخت . هرچند نمیتونم انتظار داشته باشم شما باور کنید ولی چون بنده قبل این کارش یعنی خود هیپنوتیزم کردنش و بعدش رو از نزدیک دیده ام به خودم اجازه میدم که کمی قضاوت کنم . اتفاقا من الان میخوام از شما بپرسم کتاب های تازه ای که در باره هیپنوتیزم و دگر هیپنوتیزم که مطالب ارزشمندی دارند بپرسم . چون مدت زیادی از این موضوع دور شدم چون کتاب تازه و جذابی تو بازار ندیدم .البته بازار کتاب شهرستان ،که مطمئنا کتاب بازار تهران خیلی بهتره . من با شما از طرفی موافقم که این شخص درکتاب هایش از داستان ها استفاده کرده ولی به نظر بیشتر رویکرد ایشان طرح اتفاقاتی که در گذشته میگفتند هست .مثلا درکتاب خود هیپنوتیزم اگه یادم باشه ایشان به سراغ دراویش گنابادی کرمانشاه رفته و رفتار آنها را از نزدیک بررسی میکند البته در حدو اندازه خودش . من تابه امروز هیچ گزارش علمی و منصفانه ای مانند این ندیده ام . باز خودم نیز اگه دوباره آن کتاب هارو بخونم ایراد هایی خواهم دید .ممنون که مارا تو تجربیات و دانسته های خود شریک میکنید .
جمعه 28 فروردین 1394 05:19 ب.ظ
بنده منکر این موارد نیستم.اما جسارتا دقیقا با این شکل از صحبت که هیپنوتیزم تونسته دردهای جسمانی و روحانی و... رو "مداوا" کنه مخالفم.
این حوزه از ابتدا با داستان و افسانه و غلو آمیحته بوده . متاسفانه در فرهنگ ما هم زمینه برای جولان خرافه و پذیرشش به شکل مضاغف زیاده و آدم کلاش و سو استفاده گر هم تا دلت بخواد...
به همین جهت منابع معتبر و جدید این فن و حدود و ثغورش و موارد تاثیر و اندازه این تاثیر رو به شکل علمی بحث و مشخص کردند.
از این جهت هست که به نظرم میرسه برای "مطالعه علمی" در این مورد رفتن سراغ کتابهای کابوک و امثاله که شاید 30 سال پیش و به دلیل کمبود منابع ناگزیر بوده امروز یک مسیر انحرافی هست....
خواه ناخواه، جوینده این فن باید پیه صلابت و سختی متون علمی تر رو به تنش بماله...
جمعه 28 فروردین 1394 01:14 ب.ظ
اگه به یادتان باشد من گفتم برای شروع خوبه . اینکه ایشان داستانهای زیادی گفتند در میان این داستان ها مطالب ساده جدیدی برای کسی که شروع میکند وجود دارد . در فصل اول کتاب روانشناسی هیپنوتیزم هم به تاریخچه این کار کمی سری زده . البته در کتاب روانشناسی علمی نوین در این باره یعنی تاریخچه بیشتر حرف زده اند . اما بحث عملی رو با شما موفقم . ولی یه چیز جالب براتون تعریف کنم اینکه من شخص بی سوادی (درحد تنها خواندن و کمی هم نوشتن ) میشناسم که با استفاده از کتاب خود هیپنوتیزم کابوک خود هیپنوتیزم را یاد گرفته و مشکلات قلبی و روحی و جسمی خود را مداوا کرده اند اگه شخصا این مورد را ندیده بودم بیشتر سکوت میکردم . تو این کتاب ها با استفاده از داستان ها بعضی از مطالب را به زبان ساده گفته اند . بعد این کتبا من کتاب هایی که دیده ام بیشتر سعی کرده اند که با کلمات بزرگ حرف بزنند که چیز بیشتری از کابوک نگفته اند . من سالهای دور خیلی علاقه من بودم شخصا خود و دگر هیپنوتیز را یاد بگیرم البته در حظور یک استاد ولی ... تنها به مطالعات تونستم اکتفا کنم .
جمعه 28 فروردین 1394 12:08 ق.ظ
من کتابهای "کابوک" رو دیدم و تورقی هم کردم.حتی نقدی رو هم که در همون ازمنه به کابوک شده بود رو هم مطالعه کردم.
جسارتا به همون اندازه که ساده هستند، خالی از مطلب بدرد بخور هم هستند. عمده ش داستان و خاطره ست.
به نظر من از خوندنش چیز چندان مفیدی برای خواننده حاصل نمیشه.
به نظر من اگر کسی میخواد در زمینه هیپنوتیزم علمی و نوین، فهم درست و یادگیریش، مطلب درست و درمونی بخونه و در مطالعه ش به بیراهه نره طبیعتا باید کتابهای آموزشی "دکتر هاموند" ترجیحا با ترجمه دکتر جمالیان رو بخونه.
اما از نظر من مطالعه متون در مورد هیپنوتیزم کمک چندانی به یادگیری این فن نمیکنه...
باید عملا دوره دید و استاد مجرب...
البته این تجربه منه...
پنجشنبه 27 فروردین 1394 04:11 ب.ظ
من با اجازتون نوشته هارو خوندم . طبق مطالعاتی که سالهای دور داشتم در باره هیپنوتیزم اگه کسی بخواد شروع به مطالعه بکند کتاب روانشناسی هیپنوتیزم اثر کابوک ( شعبان طاووس ) برای شروع خیلی میتونه مفید باشه چون خیلی ساده نوشته طوری نوشته که یک فرد بیسوادهم بفهمه . بعد این کتاب ،کتابهایی که دیده ام چندان برام جالب نبودند.کابوک درباه هیپنوتیزم کتاب خود هیپنوتیزم را هم دارهالبته این دوکتاب برمیگرده به قبل انقلاب شاید به سختی پیداکنید البته تو کتاب خانه های شخصی یا قدیمی میشه پیدا کرد. البته برای شروع خوب است نه فهم کامل .حتی برای کسانی که هیچ شناختی از روانشناسی ندارند. از مسمریسم شروع کرده به مانیتیزم و..... و .. یا کتاب هیپنوتیزم علمی نوین که اینم یه کتاب ترجمه شده قدیمی سبز رنگ است اینم برای شروع جالبه. (نظر شخصیه اینها )آقای فرجی یک چیز جالی فرمودند بله هیپنوتیزم یک مرحله خاص نیست بلکه سطوح خاصی دارد سطوح سبک تاسطوح خیلی سنگین و عمیق و فرد به فرد تغییر میکنه.روشهای زیادی برای خود هیپنوتیزم و دگر هیپنوتیزم هم بیان شده اند تا آخرین مطلبی که دراین باره خوندم به سریعترین آن در 3 دقیقه اشاره کرده بود که فرد با عقربه های ساعت خود را هیپنوتیزم نیمه عمیق میکرد .در پناه حق
جمعه 7 فروردین 1394 02:32 ب.ظ
سلام کسی میدونه کتاب کاپلان بر اساس دی اس ام 5 ترجمش تموم شده یا نه؟
زینب حاجی رسولیها جلد دومش بله. انتشارات ساوالان
جمعه 15 اسفند 1393 11:45 ب.ظ
ممنونم اقای فرج خواه با توجه به اینکه منابعی خوبی نمی تونم پیدا کنم موضوع مقالمو تغییر دادم بازم ممنونم از راهنماییتون
جمعه 15 اسفند 1393 08:15 ب.ظ
خواهش میکنم. البته اگر توی نت بگردید یکی دوتا مقاله فارسی با فرمت پی دی اف در این مورد پیدا میکنید.توی بعضی از کتابها خصوصا کتابها با موضوع روانشناسی سلامت و آسیب شناسی اجتماعی و به صورت جسته گریخته مطالبی هست. تا جایی که من تحقیق کردم دکتر بشارتی دانشگاه تهران مطالب بیتشری در این مورد دارند. اما اصل نظریه و کتاب نویسنده فعلن که ترجمه نشده و ظاهرا نخواهد شد.
چون حداقل در دیباچه ترجمه لازمه که یه شرح حالی از نویسنده داده بشه :دی
اصل کتاب و نطریه مال سی وشیش هفت سال پیشه.
جمعه 15 اسفند 1393 11:20 ق.ظ
راستش هدفم از این سوال کنکور ارشد نبود میخواستم یه مقاله ی در این مورد بنویسم اینجا این سوال رو مطرح کردم گفتم شاید بچه ها در این زمینه اطلاعاتی داشته باشند .راستش باورم نمیشد که هیچ منبع فارسی براش نباشه همش میگفتم من دارم اشتباه میکنم اما با توضیحاتی که شما دادید تازه متوجه شدم .به هرحال از راهنماییتون خیلی ممنونم
جمعه 15 اسفند 1393 01:47 ق.ظ
لطفا هم شما و هم خانم حاجی رسولیها این فضولی من رو ببخشید.
اما این قضیه یه نکته جالبی و آموزنده ای داره که تهش میگم. اما اجمالا:
نظریه مد نظر شما همون نظریه آرون آنتونوسکی هست که هسته مرکزیش مفهوم احساس انسجامه
(sens of coherence یا soc). گویا ویژگی تاب آوری رو با این مفهوم و اجزائش توضیح میده.
صحبت سر یک رویکرد سلامت نگر (در برابر بیماری محور) به این قضیه است که چرا یه عده تحت استرس بیمار میشن و یه عده دیگه سالم میمونن. اینجاست که مفهوم حس انسجام رو مطرح مکینه.
حس انسجام هم به طور خلاصه حسی شامل خوشبینی و کنترل داشتن بر اوضاع تعریف شده.

اما نکته اینجاست که ظاهرا چون این بابا اسرائیلی هست علمش هم نجس است و نباید رسما وارد بشه!
این موردیه که چند محققی که روی این نظریه خواستند کار کنند و از نبود منبع فارسی مناسب در موردش تعجب و گلایه کردند بهش توجه نکردند!
چون طرف استاد دانشگاه عبری اورشلیم بوده بایکوته اینجا...
خلاصه اینکه به نظرم باید خیالها از بابت سوال نیومدن در آزمونهای رسمی از این نظریه راحت باشه.
اگر کسی هم طرح کرد کافیه این مورد رو بهش تذکر بدید و اگر باز هم لج کرد کافیه به بسیج دانشجویی اطلاع بدید!حله!
پنجشنبه 14 اسفند 1393 11:23 ب.ظ
سلام خانم حاج رسولی ها خسته نباشید یه سوال داشتم از محضرتون ومیخواستم ببینم شما نظریه احساس انسجام وتاب اوری رو جایی خوندید؟ میشه کمکم کنید بگید تو چه کتابایی میتونم این دوتا نظریه رو پیدا کنم .خیلی ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30