تبلیغات
کنکور ارشد روانشناسی - باید ها و نبایدهای کنکور ارشد روانشناسی (رتبه 29 عمومی)
 
کنکور ارشد روانشناسی
هر آنچه برای قبولی در کنکور ارشد روانشناسی نیاز دارید
درباره وبلاگ


دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی دانشگاه شهیدبهشتی

رتبه 2 روانشناسی در کنکور دکتری

رتبه 7 روانشناسی عمومی و
23 روانشناسی بالینی
در کنکور کارشناسی ارشد

کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه تهران

کارشناسی مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی شریف

یک سال سابقه مشاوره تخصصی دپارتمان روانشناسی
در موسسه ماهان

6 سال مشاوره کنکور ارشد روانشناسی



""لطفا نظرات خود را به صورت خصوصی ارسال نکنید!""

لطفا سوالات خود را در پست مرتبط درج کنید


تلگرام منشی: خانوم ندا راستگو : nr789@

حتما در کانال تلگرام عضو شوید
https://telegram.me/arshadravanshenasi97

مدیر وبلاگ : زینب حاجی رسولیها
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ممنونم از مریم عزیز که وقت گذاشت برای نوشتن. گرچه مصاحبه باهاش یکمی بدآموزی داره برای کنکوری های امسال 


سلام، مریم السادات تقوی اهرمی هستم.  رتبه 29 عمومی (و 117 بالینی). رشته کارشناسیم مترجمی زبان انگلیسی بود و در دانشگاه علامه طباطبایی. به زبان و رشته کارشناسیم علاقه زیادی داشتم و دارم. در زمینه مرتبط هم شاغل هستم. و بنابراین به دلیل عدم علاقه به رشته کارشناسی یا هوس کسب درآمد این رشته رو انتخاب نکردم (قابل توجه رشته مرتبطی هایی که خیلی غیرمرتبط ها رو زیر سوال میبرند). قصد ندارم در مورد منابع و ساعت های مطالعه توضیح مفصلی بدم، چون به مراتب توضیحات بهتری از رتبه های بهتر حاضر هست. اما میخوام تاکید کنم علاوه بر جزوه ها و منابع و ساعت هاو عادت ها، باور به اینکه قبولی دانشگاه سراسری شدنی است، برابری میکنه با عوامل دیگه. من از روز اول به همه اعلام کردم رتبه زیر 100 میخوام. . خب گرفتمش.



هیچوقت درسخون نبودم، هیچوقت بیشتر از 2 ساعت پای درس ننشسته بودم، هیچوقت اهل برنامه ریزی نبودم! در واقع تو برنامه ریزی افتضاح بودم، شب امتحانی، جزوه های ناقص و ..! بعد اینکه تا فهمیدم آمار هم جزو دروسه کلا میخواستم بگذرم از این رشته چون به شدت ریاضیم ضعیفه، هم ضعیف بودم هم شدیدا بی دقت. از روز اول هم که شروع کردم به خوندن، در جواب این سوال که هدفت چیه؟ میگفتم زیر 100. هرچند که فکر میکردند خیلی خوش‌بینم یا دست کم گرفتم کنکور رو. ولی درصد رتبه های برتر رو دیده بودم و به نظرم اصلا و به هیچ وجه دور از دسترس نبودند، میانگین 50%! نصف سوالات! کاری نداره. به جان خودم کاری نداره. حتی برای کسی که رشته اش مرتبط نیست. تنها چیزی که واقعا کمک میکنه و اگه عمیقا بهش ایمان بیاریم همون برنامه ریزیه. برنامه ریزی هم یعنی ادامه دادن. از دو نفر که رتبه 1 رشته خودشون بودن تو سال های گذشته شنیده بودم روزی سه یا چهارساعت یا یک ساعت مطالعه میکردن، اما هر روز. تصویر روزی 12 ساعت 9 ساعت برای من اهمیت ش رو از دست داد در عوض استمرار به جاش برام اهمیت پیدا کرد. اما نه برنامه‌ریزی که استرس بده بهتون، من ازون تیپ هایی نبودم که کسی بتونه برام برنامه‌ریزی کنه، یک میل به سرکشی در من فوران میکرد اگه کسی بهم زمانبندی میداد. اولش من تو برنامه ریزیم به کتاب و مبحث اولویت میدادم تا زمان. هدفم این بود کتاب بالینی فیرس تموم بشه و واقعا بقیه درس ها، و به دنبالش استرس و حجمشون، از ذهنم پاک میشد، من میموندم و یک کتاب و خب در این صورت خوندنش برام لذت بخش تر و راحت تر بود. کنکور برام خلاصه میشد به یک کتاب، یک فصل یا یک بحث. تا اون بحث تموم میشد و میرفتم سراغ قسمت بعدی. تصورکنید چقدر مطالعه برای کنکور شیرین میشه اگه تصورتون این باشه تنها چیزی که لازمه بخونید یک بحثه، نظریه پیاژه، ساختار نورون و ... و نه درس های بالینی، فیزیولوژی، مرضی، آمار، علم النفس، زبان و... به علاوه که در مورد هر مبحث مطالعه جنبی خیلی زیادی داشتم. از اینترنت و ویکی پدیا و یوتیوب و غیره، این خیلی کمک میکرد که اسامی و مفاهیم تو ذهنم جا بیفته.

در نهایت نقطه ضعف من آمار بود (50%) و نقطه قوتم زبان (67%) که براش یک دقیقه هم در طول11 ماه مطالعه م وقت نذاشتم. (این درصد برای یکی که از بچگی تا همین الان تو زبان قل خورده، چه آکادمیک حرفه ای و یا... خیلی بده و در حقیقت نقطه قوت من ضربه جانکاهی بهم زدK . و بر عکس نقطه ضعف من تبدیل به نقطه قوتم شدم. بنابراین بدون هیچ پیش فرضی با درس ها تعامل کنید. توصیه ای در زمینه مطالعه زبان ندارم به جز اینکه مباحث درسی رو هراز گاهی در اینترنت به زبان انگلیسی مرور کنید. مثلا وقتی بحث اسکیزوفرنی رو خوندید تو منبع فارسی، یه سرچی هم تو گوگل بزنید، عکس ها و متن ها رو یه نگاهی بکنید تا بیشتر به اصطلاحات آشنا بشید).

حالا به عنوان کسی که هیچوقت اهل برنامه‌ریزی و درسخونی نبوده و اتفاقا رتبه بدی هم نیورده، بهتون توصیه میکنم با برنامه‌ریزی آشتی کنید، برنامه ریزی شاید فقط این نباشه که روزی چند ساعت، هفته ای چندبار، اما اینکه درست هدف گذاری کنید و دنبالش کنید مهمه، خواه تو یک هفته باشه یا سه ماه. من شش ماه دور دستم یک دستبندی بسته بودم و عبارتی روش بود که ترجمه ش می شد: آینده امروزه. یک وقتایی که ناامید و خسته می شید به آینده ای که دوست دارید بیاد فکر کنید، یه وقتایی هم که حجم درس ها و فشار رقابت اذیتتون میکنه فقط به اون روز و اون ساعت فکر کنید، یک لیوان چای (چای دوست میدارم) بیارید و لذت ببرید. اما ! در هر دو حالت ادامه بدید.


بقیه جزییات رو مینویسم اگر براتون جالب بود بخونید.


شروع: امسال اولین سالی بود که کنکور ارشد شرکت کردم. تابستان 92 خیلی اتفاقی و بدون برنامه‌ریزی قبلی با رشته روانشناسی آشنا شدم. اولین کاری که کردم تو اینترنت در موردش خوندم و با وبلاگ خانم حاجی‌رسولیها آشنا شدم و البته چندتا وبلاگ دیگه،  از وبلاگ ایشون منابع رو و همینطور جزوه هاشون رو تهیه کردم. از یک سایت دیگه هم ابتدا مشاوره گرفتم و جزوه ها رو تهیه کردم که خیلی زود متوجه شدم جزوه هاشون به جز کپی پیست چیزی نبود. خیلی زود برای همیشه وبلاگ خانم حاجی رسولیها رو انتخاب کردم. مطالب ایشون کمک کرد خیلی زود تو فضای کنکور و بحث های مرتبط قرار بگیرم. تا بهمن 92 منابع و جزوه ها روی میزم بود و مطالعه ای نداشتم. به وبلاگ خانم حاجی‌رسولیها سر میزدم تا دور نباشم از فضای رقابت و کنکور.  همیشه پست هاشون بهم انگیزه میداد، یه وقتایی هم به دلیل رک بودنشون. رک بودن ایشون خیلی به دردتون میخوره، تعارف ندارن، و اواخر شهریور طی مکاتبه ای که داشتیم یک تکونی بهم دادند که لازم داشتم.  منابعی که معرفی کردند واقعا مفید بودند، واقع بینیشون هم خیلی جاها به کمکم اومد.


کنکورهای آزمایشی: کنکور سال 92 ثبت نام کردم اما شرکت نکردم. حوصله نداشتم! میگم که درسخون و در نتیجه اهل انرژی گذاشتن برای امورات درسی نبودم. آزمون های آزمایشی سنجش، سال 93، هم در نوبت آخر ثبت نام کردم و شرکت کردم، اون هم تحت تاثیر توصیه های سایرین جهت آمادگی، اما اعتقادی به کنکور های آزمایشی، آمادگی و غیره ندارم. سر جلسه متوجه شدم اشتباها کد رشته روانشناسی تربیتی رو زدم. خب برگشتم خونه. عملا در هیچ آزمون آزمایشی شرکت نکردم.

کلاس های تست: من کلا تست نمیزدم. ولی دی ماه کلاس تست آمار و بالینی و فیزیولوژی شرکت کردم. کلاس آمار و کلاس تست آمار رو توصیه میکنم اما بقیه رو نه لزوما.

اولویت درسها: آمار، بالینی، مرضی، فیزیولوژی، رشد. برای دروس روانشناسی عمومی و زبان اصلا وقت نذاشتم؛ برای علم النفس هم دو هفته مونده به کنکور.

اشتباه کردم: بی دقتی در پاسخ دادن به درس زبان

درست کردم: تکرار


زمان مطالعه

بهار 93 من از اسفند 92 شروع کردم به خوندن. به صورت تمام وقت شاغل بودم و تا خرداد 93 تنها پنجشنبه ها و جمعه ها زمان کافی برای مطالعه داشتم، که تقریبا این دو روز رو به طور متوسط 5 ساعت مطالعه می کردم. هفته اول تعطیلات عید رو هم روزی 8 تا 9 ساعت  خوندم. اسفند و فرودین کتاب آسیب شناسی مرضی سلیگمن هر دو جلد رو تمام کردم. اردیبهشت بالینی فیرس، و خرداد ماه جلد اول لورا برک (نمیدونستم دو جلده!). تو این سه ماه پایه اصلی رو برای مطالعه کنکوری گذاشته بودم. همزمان با مطالعه هر کتاب خلاصه نویسی میکردم، فلش کارت هایی رو هم آماده کرده بودم که همه جا همراهم بود از نکاتی که به قیافشون میخورد از ذهن فرار کنن.  بنابراین تا خرداد 93 تونسته بودم آشنایی مناسبی با مباحث داشته باشم. همین باعث شد تابستون از کلاس ها بیشترین استفاده رو ببرم.


تابستان 93: روانشناسی رو دوست داشتم و کار تمام وقت مانع میشد انرژی که دلم میخواست رو صرف کنم. بنابراین استعفا دادم. در حالیکه برنامه‌ریزیم برای تابستونی فارغ از کار بود، پیشنهاد کار نیمه وقت گرفتم. پیشنهاد کار نیمه وقت رو قبول کردم. بنابراین تابستون و پاییز من سه روز اول هفته رو سر کار بودم، پنجشنبه و جمعه (و در پاییز چهارشنبه ها) کلاس‌هارو شرکت میکردم (روزی 8 ساعت). تنها کاری هم که میکردم و اصلا کار سختی نیست، این بود که بین کلاس و بعد از کلاس، درس های کلاس رو مرور میکردم، و حتما اینکارو میکردم. هفته بعدش کل مباحث رو، از جلسه اول، اینجوری هرهفته کل درس برام تکرار میشد .تابستون از کلاس ها عقب نیفتادم. با پایان تابستون، آمار تموم شده بود (با مرور هر هفتگی، از درس اول تا آخر)، مرضی هم همینطور، فیزیولوژی و بالینی هم. بنابراین مرضی و بالینی دوبار تمام شده بود، فیزیولوژی و آمار هم یک دور با تکرار کافی.پاییز هم دو کلاس دیگه رشد و علم النفس (که اگه میتونستم انتخاب کنم کلاس نمیرفتم و از جزوه خانم حاجی رسولیها استفاده میکردم).


با اومدن پاییز هر درس زمان ثابت خودش رو پیدا کرده بود، کلاس ها تموم شده بود اما زمانشون سرجاش بود، چهارشنبه صبح ها مختص فیزیولوژی و انگیزش بود، بعد از ظهر رشد، پنجشنبه  ها مرضی و آمار، جمعه ها بالینی، سه شنبه ها علم النفس و مرور بقیه. تا یک هفته مونده به کنکور هم همچنان از علاقه ام در حال تماشای ویدئو ها و مطالعه متون مرتبط بودم. به این ترتیب با پایان پاییز این سه درس چهار دور مرور شده بودند: بالینی، رشد، مرضی، و این دو درس هم سه دور: آمار، فیزیولوژی. علم النفس رو دو هفته مونده به کنکور خوندم تقریبا روی هم رفته 10 یا 12 ساعت براش وقت گذاشتم. دی و بهمن هم به همین منوال گذشت و ساعت مطالعه ام بیشتر نشده بود.


زبان: 67.78

مرضی: 63.33

علم النفس، ، فیزیولوژی و آمار : 50%

بالینی: 33%

عمومی 27%





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 27 شهریور 1394
زینب حاجی رسولیها
چهارشنبه 18 آذر 1394 10:03 ق.ظ
ممنون بابت پاسخ گویتون.قصد جسارت نداشتم.پس ایشالاحتما جامع شرکت میکنم ایشالاکه نتیجه ی خوبی مثل ایشون کسب کنم.فقط یه چیزی منظورتون ازاینکه حواسم باشع چطور دزس میخونم چیه؟
یه دنیا تشکر بابت صبر وحوصله تون
زینب حاجی رسولیها یعنی تا اون موقع تست بزنید و فقط قصدتون این نباشه که بخونم که تموم شه. حواستون به خوندن تون باشه یعنی برای خودتون توضیح بدید با کتاب بسته. یکطوری نباشه که وقتی میرید سراغ تست کلا هنگ کنید
سه شنبه 17 آذر 1394 05:50 ب.ظ
سلام خانم رسولیها.یه سوال یعنی خانم تقوی فقط ازمونهای جامع سنجش شرکت کردن؟؟یعنی فقط جامع میتونه کمک کننده باشه؟!آخه منم شرایط تقریبا مشابه ایشون دارم وقصد دارم فقط جامع سنجش ثبت نام کنم.خوشحالم میکنید جواب بدین
مرسی از محبت تون
زینب حاجی رسولیها دیگه دروغ که نمیگن، چرا نتونه کمک کننده باشه، اگر حواستون باشه چه جوری میخونید
یکشنبه 31 خرداد 1394 09:51 ب.ظ
اون پستی که میگین رو دیده بودم فقط نفهمیدم اگه بخوام علاوه به بالینی به عمومی هم فک کنم باید کدوم و پکیج رو بگیرم و چه قیمتی پرداخت کنم؟یعنی من باید هم بالینی رو بگیرم هم جزوه های عمومی رو؟
زینب حاجی رسولیها 105 هزار تومان. و اینها فعلا دست نویس هستن. لطفا حتما نمونه ها رو ببینید
یکشنبه 31 خرداد 1394 07:21 ب.ظ
سلام ب همه . مریم جان ممنون ک نوشتی . خب کم هم تلاش نکردی برای خوندن ارشد ، قبلش و دوره ی کارشناسی رو کاری ندارم . منم اوضاعم مث شماست . با این تفاوت ک کارم رو بخاطر به دنیا اومدن دهتر گلم خیییلی کم کردم ، الانم شاید مجبور بشم بخاطر ارشد قید همین مقدار رو هم بزنم ک مطمئن نیستم از دست دادن کارم ، خیلی هم عاقلانه باشه . فرق من با اکثر دوستان اینه که از هرکاری هم بزنم ، باز دخترکم وقت زیادی برام نمیذاره . بعضی هام ازاین مصمم بودنم گاهی تو دلشون میگن ک دلت خوشه بابا با این دختر کوچولوی وابسته . اما تمام تلاشم رو میکنم ک مث شما دوستان موفق باشم و لطمه ای هم ب زندگی شخصیم وارد نشه .و امید دارم ب لطف خدا و دعای شما عزیزان .ممنون ک نوشتی
شنبه 30 خرداد 1394 06:00 ب.ظ
خانم حاجی رسولی ها اگه من بخوام هم واسه بالینی شانس قبولی داشته باشم هم عمومی باید پکیج کدوم خلاصه هاتون رو بخرم؟واسه لیندا لیل یا کلمات زبان خلاصه ندارید؟
ممنون
زینب حاجی رسولیها اگر در صفحه های دوم و سوم وبلاگ برید پست لغات زبان رو می تونید ملاحظه کنید. که لغات مهم لیندا لیل در 6 پست نوشته شده. فعلا خلاصه ها بصورت دست نویس هست که نمونه اون در صفخات بعدی وبلاگ موجوده. لطفا این پست رو ملاحظه کنید http://arshad-ravanshenasi.mihanblog.com/post/12
جمعه 29 خرداد 1394 10:44 ب.ظ
وای درود بر مریم جان ِ عزیز . . براتون تو تمامی مراحل موفقیت آرزو میکنم ، ولی من خودم دوبل که سهله سبل و بیشتر به موفقیت نیاز دارم و حتما این بار میخوام کسبش کنم .. خواستم خوشحالیمو از اینکه سرنوشت شما خیلی شبیه منه براتون بگم مثل مترجمی زبان بودنم و کار تمام وقت داشتن و تصمیمم برای قبولی در ارشد بالینی و از کار دراومدنم با این تفاوت که دیر شروع میکنم یعنی از تیر ماه 94 و از خداوند خواستارم کمکم کنه همراه با اراده و پشتکار قویم .. امیدوارم قبولی و هوشم هم شبیه به شما باشه :) سپاس از در اختیار گذاشتن تجربیات زیباتون برامون .. خیلی دوست داشتم با شما در ارتباط باشم .. :) برام باعث افتخاره..
جمعه 29 خرداد 1394 09:25 ق.ظ
به فهیمه: ضمن عذرخواهی، جا افتاده. رشد رو ۴۸٪ زدم
جمعه 29 خرداد 1394 02:32 ق.ظ
ببخشید پس درصد رشدتون کجاست???
من نمیبینم یا کلا اعلام نکردین درصد این درسو??
چهارشنبه 27 خرداد 1394 01:06 ب.ظ
به سارا: بالینی رو اول زدم
به آرش: نقطه ضعف من آمار بود، یعنی فکر میکردم هیچوقت نمیتونم درصد خوبی بزنم. خب فکر کنم پست های دیگه این وبلاگ هم گواه باشه که تغییر رشته ای ها حداقل به اندازه مرتبط ها موفق هستند تو کنکور این رشته.
به شیوا: نمیدونم دلیلش باهوش بودنه یا نه، اما قطعا زود شروع کردن بود.
به : برای آمار هفت ماه وقت گذاشتم، علم النفس رو دوهفته ای خوندم.
چهارشنبه 27 خرداد 1394 11:31 ق.ظ
میتونم به بپرسم امارو چه طور دوهفته ای خوندین؟
سه شنبه 26 خرداد 1394 10:44 ق.ظ
شما درسخون نبودید ولی باهوش بودین حتما.
دوشنبه 25 خرداد 1394 11:43 ب.ظ
یاد این جمله مرحوم هنری فورد افتادم:
"چه فکر کنی میتونی و چه فکر کنی نمیتونی،در هر دو صورت حق با توست!"

این توانایی دوستان در نظم دادن به خودشون اون هم در این حد همیشه مایه غبطه من بوده... :(
دوشنبه 25 خرداد 1394 10:01 ب.ظ
سلام
متوجه ضعف شما تو کنکور نشدم!
والا من با هرکی حرف میزنم میگن تغییر رشته ای رتبه نمیاری هرکی هم بهت میگه رتبه میاری واقعیت و نمیگه!!!البته اکثرشون بچه های مرتبط بودن و ناکام در کنکور !
دوشنبه 25 خرداد 1394 09:28 ب.ظ
مبارکه.خسته نباشید . عمومی رو زدین اول یا بالینی؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.