تبلیغات
کنکور ارشد روانشناسی - ادامه جستجو...
 
کنکور ارشد روانشناسی
هر آنچه برای قبولی در کنکور ارشد روانشناسی نیاز دارید
درباره وبلاگ


دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی دانشگاه شهیدبهشتی

رتبه 2 روانشناسی در کنکور دکتری

رتبه 7 روانشناسی عمومی و
23 روانشناسی بالینی
در کنکور کارشناسی ارشد

کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه تهران

کارشناسی مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی شریف

یک سال سابقه مشاوره تخصصی دپارتمان روانشناسی
در موسسه ماهان

6 سال مشاوره کنکور ارشد روانشناسی



""لطفا نظرات خود را به صورت خصوصی ارسال نکنید!""

لطفا سوالات خود را در پست مرتبط درج کنید


تلگرام منشی: خانوم ندا راستگو : nr789@

حتما در کانال تلگرام عضو شوید
https://telegram.me/arshadravanshenasi97

مدیر وبلاگ : زینب حاجی رسولیها
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 {تذکر مهم:  این مطلب را فرج خواه، حَسَب اوامر خانم حاجی رسولیها در مورد کمک به دوستان؛  تهیه و منتشر نموده و تمام مسئولیتش هم بر عهده همین فرج خواه میباشد...}

در  وضعیتی که  مبتنی بر آمار  پنل مدیریت این وبلاگ، شمار  بازدیدهای  مطلب پیشین-اعم از تکراری و غیر آن-  از مرز  پانصد بازدید  گذشته و البته با احتساب ضیق وقت دوستان و خودم و اینکه همین تعداد هم کافیست؛ تصمیم گرفتم بخش دوم از قسمت اول این مطلبِ شاید دو قسمتی را تقدیم میکنم.
این بخش طبیعتا شامل بررسی سوالات باقی مانده خواهد بود.
 حقیقتش در مورد مطلب قبلی و بازخورد نسبی که برایم حاصل شد حرف، زیاد برای گفتن داشتم که فی الحال و  بعد از اندکی تامل؛ فعلن و یا دیگر لزومی برای در میان گذاشتنشان نمی بینم.
جسارتا در حال حاضر تنها توقع بنده از هر  عزیزی که قصد  مطالعه این مطلب را دارد این است که  تنها زمانی "ادامه مطلب" را ببیند  که مطمئن باشد  میخواهد و حس و حالش را هم دارد که یک بار تا  تهِ مطلب را مطالعه کند.
باز هم جسارتا این توقع را هم در نظر گرفتم بابت هزینه یک شب نخوابیدنم تا خروس خوان.
 آن شب کلا صرفا  جفت و جور کردن  کلمات و  جملات و  تایپ آنها شد.
ضمن اینکه اگر این مطلب فایده ای داشته باشد؛ این فایده  به صورت حداکثری بعد از مطالعه کامل آن حاصل خواهد شد.
با  احترام؛ فرج خواه

 {تذکر مهم دیگر:  اگر دوستی قصد دارد حقیر را در کامنتی مخاطب قرار دهد و از ماجرا  هم بی خبر است؛ لطفا به توضیحات اینجانب ذیل اولین نظر در مطلب قبلی-آن پایینِ  پایین- توجه کند. خدای ناکرده  یک وقت شرمنده اش نشوم...}


توجه: ترتیب سوالات و لذا  پاسخ ها بر اساس دفترچه کد  C میباشد.

سوال 11: در کدام رویکرد بر اینکه فرد در هر لحظه آگاهی عمیق از احساس و رفتار خود داشته باشد، تاکید میشود؟
تحلیل تبادلی-رفنار درمانی-گشتالت درمانی-درمان عاطفی هیجانی و رفتاری
جواب: گشتالت درمانی
توضیح: با توجه به پرت بودن سایر گزینه پیدا کردن جواب صحیح آسان است. در منابع بسیاری هم میشود به این مورد را تلویحا پیدا کرد. اما شاید یک متن نزدیک به سوال این مورد باشد:
فیرس،ترچمه فیروزبخت صفحه 508:
"در گشتالت درمانی بر تجربه کردن زمان حال و آگاهی فوری بر هیجان و کنش تاکید میشود."

سوال 12: کدام دسته از روانشناسان بالینی بیشتر از مصاحبه ساختدار استفاده میکنند؟
انسانگرا-وجودی- روان پویایی گرا- شناختی-رفتاری
جواب: شناحتی رفتاری
توضیح: اولا؛ باز هم اگر کسی اندکی مطالعه کرده و یا به طور سطحی هم که شده با تفاوت رویکردهای مطروحه در گزینه ها آشنا باشد پیدا کردن جواب برایش سهل است.
ثانیا؛ این سوال  هم یک جورهایی تکراری ست. در کنکور 87 به این شکل آمده است:
مصاحبه با ساختار بیشتر مورد نظر کدام رویکرد است؟
پاسخ: گویا جواب  رویکرد " رفتاری" بوده ولی دقیقا نمیدانم چرا توی کت من نمیرود که رویکرد رفتاری در این مورد از رویکرد شناختی سفت و سخت تر است.جایی هم ندیدم که روی رفتاری تاکید خاصی کرده باشند. شاید هم من اشتباه میکنم. اما به نظر بهترین جواب برای این سوال همان رویکرد ترکیبی و جدیدتر شناختی- رفتاری ست.
ثالثا؛ آدرس دقیق سوال و جواب اینجاست:
کرامر- ترجمه فیروزبخت- صفحه 151:
" به طور کلی روانشناسان بالینی انسان گرا کمترین ساختار را در مصاحبه رعایت میکنندو روانشناسان بالینی روان پویایی گرا معمولا ساختار بیشتری به مصاحبه می دهند. روانشناسان شناختی-رفتاری هم بیشترین دخالت کلامی را به خرج داده و بیشترین رهنمود را میدهند."

سوال 13: مفهوم مستتر در شعر «شمع ازبرق مکرر بر شود      خاک از تاب مکرر زر شود» در کدام تکنیک رفتاردرمانی مستتر است؟
خاموشی- تمرین رفتار-انزجار درمانی- کنترل محرک
جواب: تمرین رفتار
توضیح: پاسخ به این سوال ساده است. اما به طور کلی در میان منابع مشهور درس بالینی بیشترین مطلب در کتاب فیرس و تحت عنوان "تمرین رفتاری" آمده است.
اما پس از پیگیری به کتابی برخوردم که دقیقا از اصطلاح " تمرین رفتار" استفاده کرده بود:

رفتار درمانی بالینی- ماروین آر. گلدفرید؛ جرالد سی. دیویسون؛ ترجمه فرهاد ماهر صفحات 195 و 196:
"تمرین رفتار شامل شبیه سازی موقعیت های واقعی زندگی در اتاق مشاوره است.[...] تمرین رفتار را باید به منزله تکنیکی متشکل از مراحل واسطه ای در تغییر رفتار تلقی کرد،که در نهایت با تلاش بیمار در موقعیت واقعی زندگی به تغییر رفتار وی می انجامد"

سوال 14:کدام خرده مقیاس آزمون هوشی وکسلر به بررسی توانایی طرح ریزی، تفسیر و پیش بینی دقیق رویدادهای اجتماعی  در بافت فرهنگی معینی می پردازد؟
تنظیم تصاویر-تکمیل تصاویر-شباهت- درک و فهم
جواب: تنظیم تصاویر
توضیح: آدرس دقیق:
راهنمای سنجش روانی (جلد اول) نوشته: گری گراث. مارنات مترجمان: دکتر حسن پاشا شریفی- محمدرضا نیکخو- ویراست 2003- صفحه 353:
"آزمون تنظیم تصویرها در درجه نخست آزمون توانایی طرح ریزی، تفسیر و پیش بینی دقیق رویدادهای اجتماعی در بافت فرهنگی معین است."

سوال 15: اگر قرار باشد با استفاده از یک آزمون روانی تصمیم گیری بالینی به عمل آورید،پایایی آن حداقل باید چقدر باشد؟
0.70- 0.80- 0.90- 0.95
جواب: 0.90
توضیح: آدرس دقیق:
راهنمای سنجش روانی (جلد اول) نوشته: گری گراث. مارنات مترجمان: دکتر حسن پاشا شریفی- محمدرضا نیکخو- ویراست 2003- صفحه 38:
" مسائلی که در ارزشیابی آزمون باید به آنها پاسخ داده شود: اعتبار (پایایی- reliability):  آیا اعتبار برآورد شده به اندازه کافی بالاست؟(معمولا 0.90 برای تصمیم گیری بالینی و 0.70 برای مقاصد پژوهشی)"

سوال 16: برای پیشگیری از سوگیری تاییدی در قضاوت بالینی اتخاذ کدام  راهبرد لازم است؟
جواب: جمع آوری شواهد مخالف با قضاوت بالینی
توضیح: کافی است تعریف سوگیری تاییدی را بدانیم تا با توجه به واقعا تابلو بودن گزینه ها به جواب صحیح برسیم.
 اما اجمالا تنها منبع مرتبطی که توانستم در آن در مورد "سوگیری تاییدی" مطلب مرتبطی پیدا کنم کتاب کرامر بود و به نظر سوال هم از همین منبع طرح شده که اندکی دقت نیاز دارد:
کرامر- ترجمه فیروز بخت- صفحه 115:
"اگر سوگیری لنگری با سوگیری تایید-یعنی گرایش یه تفسیر اطلاعات جدید در راستای باورهای موجود- ترکیب شود روانشناس بالینی شواهد متناقض را نادیده خواهد گرفت و حتی برای هماهنگ کردن آنها  با برداشت های اولیه اش آنها را تحریف خواهد کرد."
تذکر: سوگیری لنگری یعنی به جای اتکاء به اطلاعات جدید، به چند اطلاعات  نخست حاصل از سنجش تکیه کردن.

سوال 17: کدام نظریه پرداز  به اهمیت تجارب مذهبی در زمینه سلامت روان اشاره دارد؟
آدلر- فروید- یونگ- ویلیام جیمز
جواب: ویلیام جیمز
توضیح: خب! قطعا این سوال یک دامی بود خاصه برای ما تغییر رشته ای ها که نهایتا منابع مربوط به کنکور را یک تورقی کرده بودیم و لذا  تا حدود زیادی از موارد مهجورتر که احتمالا ذیل  تاریخ روانشناسی  بحث میشوند ناآگاه مانده بودیم.
گرچه یقینا  "روانشناسی دین" و "تجربه دینی" با نام یونگ گره خورده ولیکن وقتی اصطلاح خاص "تجارب مذهبی" مطرح میشود، گویا باید به دست بوس حضرت جیمز برسیم! شاید این متن راهگشا باشد:

تاریخ روانشناسی,بی آر هرگنهان,یحیی سیدمحمدی صفحات 434و 435:
"جیمز نوعی تجربی نگری رادیکال را پیشنهاد کرد که به موجب آن تمام جنبه های گزارش شده تجربه انسان ها ارزش مطالعه کردن  دارند و جیمز به پیروی از توصیه خود پدیده تجربه مذهبی را بررسی کرد و یافته های خود را در کتاب انواع تجربه های مذهبیخلاصه کرد."

سوال 18:در کدام رویکرد بر مسئولیت پذیری و وضوح بخشیدن به ارزشهای فردی مراجعان تاکید میشود؟
گشتالت درمانی- واقعیت درمانی- رویکرد تحلیلی-رفتاری-   درمان عقلی- هیجانی- رفتاری الیس
جواب: واقعیت درمانی
توضیح: از گزینه های پرت که بگذریم،جواب دادن به این سوال برای کسی که یک دور یک متن در مورد گشتالت درمانی و  واقیعت درمانی را مطالعه کرده باشد، خیلی سخت نخواهد بود. اما حققیتش این بحث درمانهای پدیدار شناختی، وجودی و انسانگرا، والبته  پست مدرن، تفکیک و تمییزشان به صورت دقیق برای من یک دردسری بوده تا به حال.
به عنوان مثال در فیرس صفحه 513 میخوانیم:" محور پدیدار شناسی- انسان گرایی- وجودگرایی باعث شده است روانشناسی بالینی به داده های حاصل از تجربه و اگاهی توجه بیشتری نمایند."
در همان کتاب و در صفحه   511 آمده که: " اگر بخواهیم گشتالت درمانی را در چهار کلمه خلاصه کنیم باید بگوییم آگاهی، تجربه، حالا،مسئولیت پذیری"
این مسئله ایست که به زودی برای خودم حلش میکنم. اما اجمالا و به صورت نادقیق در مورد  تفاوت بین گشتالت درمانی و واقعیت درمانی در لفظ مشترک مسئولیت پذیری میتوان گفت که مفهموم "مسئولیت پذیری" در واقیعت درمانی کلی تر و مهم تر از آن چیزی است که در گشتالت درمانی بحث میشود.
در نظریه های روان درمانی پروچاسکا و نوراکس ترجمه آوادیسیانس صفحه   216 میخوانیم:
" در حالی که معنا درمانی بر فقدان معنی در حکم مسئله اصلی در درمان تاکید میکند، واقعیت درمانی بر فقدان مسئولیت متمرکز میشود"

سوال 19:کدام مورد «شکل دهی» محسوب میشود؟
جواب:پاداش دهی به رفتارهایی که به تدریج شبیه رفتار هدف میشوند.
توضیح: شاید بشود نزدیک ترین عبارات را در اینجا یافت:
فیرس- ترجمه فیروزبخت- صفحه 538:
"شکل دهی: با پاداش دادن به رفتارهایی که تقریبا به رفتار مورد نظر نزدیک هستند، رفتار مطلوب ایجاد میشود. با تقویت انتخابی رفتارهایی که به تدریج به رفتار مطلوب نزدیک میشوند، رفتار نهایی شکل میگیرد. گاهی به این فن تقریب متوالی هم گفته میشود."

سوال20: طبق پژوهش بیکن و ماسرمن،کدامیک از بیماران در بیان جملات خود هنگام مصاحبه بالینی از کلماتی مانند «حتما»، «صد در صد»، «مسلما» و «بدون شک» استفاده میکنند؟
هیستریک- وسواسی- مضطرب- خودبزرگ بین
جواب: هیستریک
توضیح: برای پیدا کردن منبع این سوال هر آنچه از منابع دم دستم بود گشتم ولی چیزی نیافتم. بعید نیست  همان ها را هم خوب نگشته باشم( اگر کسی میداند لطفا راهنمایی کند).
 اما بالاخره متن مورد نظر در این آدرس اینترنتی پیدا کردم هرچند نویسنده این مطلب نیز منبع مورد استفاده را ذکر نکرده:
خلاصه مطلب:

"در یکی از پژوهش ها که توسط بیکن و ماسرمن انجام شد؛آن ها در مورد نوع تکلم بیماران هنگام گفتن داستان در آزمون تی –ای – تی(TAT) تحلیلی انجام دادند.این بیماران همه نوروتیک بودند و در گروه وسواس،هیستری و اضطراب قرار می گرفتند.تفسیر و تحلیل تکلم افراد هیستریک نشان داد که آن ها معمولا بدون سعی در اثبات نظریات خود صحبت می کردند،در صورتی که افراد مبتلا به وسواس سعی داشتند هر جمله ای را که بیان می کردند آن را با جملات دیگر تصحیح و تأیید کنند.اشخاص هیستریک در بیان جملات خود تردیدی نداشته و اغلب از کلماتی نظیر حتما،صد در صد،مسلما،بدون شک استفاده می کردند.در جایی که افراد وسواسی در ابراز نظریات خود بسیار مردد بودند و لغاتی مانند نمی دانم،ممکن است،شاید و تقریبا را بیشتر به کار می برند.اما افراد مبتلا به نوروز اضطراب،بیشتر از دو گروه مذکور در تکلم خود ابهام و تردید نشان دادند.نتیجه ی تحقیقات این بود که طرز تکلم تا اندازه ای نتیجه نحوه سازگاری و تطبیقی است،که فرد تلاش می کند از خود نشان دهد.افراد نارسیست هنگام تکلم ،احساسات و عواطف خود را در بیان افکار دخالت می دهند و تقریبا سعی می کنند درباره هر موضوعی نظر داده و علاقه یا نفرت خود را نسبت به آن ابراز دارند.این اشخاص سعی می کنند با حرکات اغراق آمیز،افکار خود را به دیگران بفهمانند و با نمایش دادن عواطف خود،دیگران را سخت متوجه خود سازند"
 
توجه: با وجود این من توانستم در جلسه کنکور به این سوال جواب صحیح بدهم. چون این سوال هم تقریبا تکراری بود! یکی از سوالات کنکور 82:
کدام دسته از بیماران در میان جملات خود تردید نشان نمی دهند و بدن سعی در اثبات نظریات خود صحبت میکند؟
PTSD- وسواسی- هیستریک- مضطرب
جواب: هیستریک

 تکمله: با راهنمایی زهره گرامی؛ قصه این سوال هم  به سرانجامش رسید.
آدرس دقیق: روانشناسی بالینی، نوشته دکتر سعید شاملو،چاپ ششم، صفحه 133.
البته من در اینجا یافتمش.  بعید نیست در ویراست های بعدی صفحه اش تغییر کرده باشد.
 
[1]: لازم به ذکر است که  از منبع ذکر شده دو ترجمه دیدم. یکی همین مورد که دکتر نائینیان ترجمه کردند و دیگری ترجمه دکتر محمد رضا نیکخو و هامایاک آوادیسیانس. پس از تطبیق ادبیات سوالات و گزینه ها  در سوالات مربوط ، مشخص شد که منبع، ترجمه آقای نائینیان بوده است.

پایان بخش  دوم از قسمت اول




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 22 شهریور 1394
زینب حاجی رسولیها
شنبه 11 مهر 1394 04:23 ب.ظ
سلام . زحمات شما برای پیدا کردن منابع هرسوال قابل تقدیره . ظاهرا ما زیادی روی فیرس حساب باز کردیم . شاید بعد از مطالعه و مرور فیرس بهتره سراغ کتاب دیگه ای بریم ک تا بحال روانشناسی بزرگسال جزو گزینه هام نبود البته میدونم هدف مطلب معرفی منابع جدید نبود(راستی پس هدف چی بود؟)
چهارشنبه 1 مهر 1394 09:00 ق.ظ
فکر می کنم خوب منظورم را بیان نکردم.وقتی کسی بتواند در عرض یک ساعت ۲۰ صفحه بخواند چرا باید ۳ ساعت برای آن ۲۰صفحه وقت صرف کند در حالی که در همان ۳ ساعت می تواند ۶۰ صفحه بخواند و این یعنی زمان کمی را صرف کردن(کم خواندن) و گیرایی زیاد داشتن که خب حداقل به علاقه آن فرد به موضوع مورد نظر برمی گردد چون علاقه زیاد موجب تمرکز بیشتر و متعاقبا صرف زمان کمتر برای یادگیری می شود.
زینب حاجی رسولیها
فرج خواه:آیا علاقه و به تبع آن تمرکز، الزاما موجب خواندن سریعتر میشود؟ برای شما شاید! ولی حداقل در مورد بنده اینگونه نیست. حتی در خیلی از موارد کار برعکس شده. یعنی وقت بیشتری صرف آن مطلب و حواشی اش کرده ام.
اگر درست فهمیده باشم و منظور شما از اصطلاح باز هم عامیانه "گیرایی" ؛ میزان اطلاعات ورودی در واحد زمان باشد، این گیرایی علاوه بر علاقه و دقت و تمرکز و... از جانب خواننده، به ادبیات متن مورد مطالعه وابسته است.
به بیان روشنتر و درمورد متون روانشناسی مورد مطالعه ما،معمولا عمده وقت صرف کلنجار رفتن با ترجمه های نارسا، چپ اندر قیچی و عمدتا بسیار متفاوت میشود. میخواهم بگویم لااقل متونی که برای کنکور روانشناسی مطالعه میکنیم فی نفسه حاوی مطالب آنچنان ثقیل و غامضی نیستند که احتیاج به زور زدن برای نیل به یک فهم عمیق داشته باشند.این دو مطلب هم نشان داد که با یک ضریب اطمینان مناسبی میتوان کلا دور بحث سوالات مفهومی در کنکور ارشد روانشناسی خط کشید.
خلاصه اینکه در بسیادی از موارد اشکال از فرستنده ست نه گیرنده. این موضوع بسیار مهمی ست که باید حین مطالعه مدام به خودمان متذکر شویم.
من از سبک ترجمه آقای گنجی راضیترم چون کمتر ترجمه میکنند!!!
سه شنبه 31 شهریور 1394 11:14 ب.ظ
تحلیل جالبی بود!تا به حال به این فکر نکرده بودم که شم بالینی،عبارتی خودساخته است و اگر قرار باشد مغز ما برای بعضی مباحث،با توجه به توانایی ذاتی ما زودتر مدارهایی بسازد به عبارتی دیگر کم بخوانیم یا کار کنیم ولی به نسبت گیرایی و پیشرفت های بالایی درباره آن موضوع داشته باشیم به خاطر توانایی ما نسبت به آن موضوع است.
درباره شخصیت هم بله می توانم دوستان را به کتاب سیناپس کاپلان،جلد ۲،فصل personality ارجاع دهم.متاسفانه چه رواندرمانگران و چه روانپزشکان بر این مبحث بسیار مهم خوب اشراف ندارند ولی دو استاد گرامی را می شناسم که الحق خیلی خوب بر این مبحث کار کرده اند.
زینب حاجی رسولیها
فرج خواه: نظر من اینه که کلا کم نخونیم و کم کار نکنیم.... و باز به نظر من اگر توانایی وجود داشته باشه ،از جلوه هاش، یکی هم همین زیاد خوندن و زیاد کار کردنه...
سه شنبه 31 شهریور 1394 11:01 ب.ظ
سلام آقای فرج خواه،
ممنون به خاطر زحمتی که کشیدین ، کمک بزرگی بود...
واینکه نوشتین" پایان بخش دوم از قسمت اول " این یعنی ادامه داره؟؟؟ نگران شدم که زحمت یه مبحث دیگه رو بکشین و من با کلی منبع رو به رو بشم... ( البته محض مزاح عرض کردم)
زینب حاجی رسولیها
فرج خواه: سلام الهام گرامی.
خواهش میکنم.
نگران نشید! نه وقت و نه دل و دماغ کار مشابهی رو ندارم. ضمن اینکه لزومی هم نداره. اونایی که میخواستن و میتونستن، پیام لازم رو دریافت کردند....
در خانه اگر کس هست؛ یک حرف بس است....
دوشنبه 30 شهریور 1394 10:07 ب.ظ
سلام. بدون حرف کلیشه ای و تعارفی میخوام بگم واقعا دمتون گرم واقعا دست مریزاد به این همه تلاش بی منت و خدا رو شکر که هنوز انسان های متواضعی هستند که بدون هیچ چشم داشتی اطلاعات مفیدشون رو در اختیار بقیه میزارن. من به شخصه خیلی استفاده کردم از مطالبتون و باز هم میگم یه دنیا سپاس از شما
زینب حاجی رسولیهافرج خواه: سلام خانم عالمی نیک گرامی.
لطف دارید. دم شما هم گرم...
همچین بی چشمداشت هم نیست! اولا توجه شما ثانیا در صورت کاربرد داشتن، استفاده ازش، چشمداشت بنده ست!
دوشنبه 30 شهریور 1394 03:32 ب.ظ
سلام اقای فرج خواه.شما که مصاحبه نکردین.لا اقل درصداتون رو بذارین.ممنون
زینب حاجی رسولیهافرج خواه: سلام.
اگر اینجور اطلاعات مفید بود حتما عرض میکردم. پس در نگفتنش تعمدی هست.
علی ای حال؛ شاید تنها مورد قابل استناد در این مورد میانگین درصدها باشه که برای بنده هم مثل اکثر کسانی که رتبه های یک رقمی رو در سالیان مختلف کسب کردند ، عددی بین 60 تا 70 درصد بوده.
شما اگر به پیام این مطالبی که در این دو پست عرض شد توجه کنید رجاء واثق هست که به نتایج بهتری هم برسید.
جسارتا خوب بود اسم کاربریتون رو کاملتر مینوشتید. نتونستم سلامتون رو کامل پاسخ بدم.
دوشنبه 30 شهریور 1394 12:54 ب.ظ
بسیار عالی بود جناب فرج خواه
زینب حاجی رسولیها
فرج خواه: متشکرم.لطف دارید.
یکشنبه 29 شهریور 1394 09:28 ب.ظ
سلام.سوال اخر بالینی صفحه 136 بالینی دکتر شاملو چاپ 17 خط هفتم
زینب حاجی رسولیها
فرج خواه:سلام و باریکلا....
یکشنبه 29 شهریور 1394 07:01 ب.ظ
من به مباحث personality کمی حساس هستم.در توضیح سوال آخر مرقوم شده است که:افراد نارسیستیک سعی می کنند هیجان ها و عواطف خود را چاشنی کلامشان کنند،درباره هر موضوعی نظر دهند و با نشان دادن عواطف خود توجه دیگران را به خود جلب کنند.
این ها ویژگی های شخصیت میکس هیستریونیک-نارسیستیک با هیستریونیک غالب است .
ممنون بابت بررسی دقیقتان.به قول خودتان OCP بودن در چنین موقعیت هایی کارگشاست و بهنجار محسوب می شود چون می توان با یک بررسی دقیق نشان داد برای پاسخ به ۹۰ درصد سوال هانیاز به شم بالینی آنچنانی وجود ندارد بلکه منابع متعددی را در صورت امکان باید مطالعه کرد.
زینب حاجی رسولیهافرج خواه:سلام. ممنون .
واللا دانش بنده در حدی نیست که بتونم در موردی که متذکر شدید مطلبی عرض کنم.
اما حالا که صحبت سر یک مسئله مشخصا علمی هست، به نظرم لازمه نظرتون رو مستند کنید به یک رفرنسی، چیزی.
بالاخره متن ارجاع داده به یک تحقیق.
اینجوری ما هم بیشتر یاد میگیریم.
اما در مورد این اصطلاح "شم بالینی" ؛ حقیقتش هنوز معلومم نشده که رسما یک ترم مشخص در دانش روانشناسی هست یا فقط یک لفظ معروف اما غیر رسمی بین مشخصا دانشجویان روانشناسی به خصوص اهالی کنکورش.
به نظر میاد حالت دوم صحیح باشه که در این صورت نظر من اینه که این یک اشتباه است و خودش هم غلط انداز.
ما یک درسی داریم به نام بالینی که اتفاقا مستند به همین دو مطلبی که ارائه شد،نه تنها مواردی که در کنکور ازش مطرح میشه ربطی به بالین و لوازمش نداره بلکه خود منابعی هم که در مقطع لیسانس در این مورد تدریس میشن یک ورود عمیق به مباحث بالینی و درمان نکرده اند. همگی در حد یک معرفی اجمالی از حوزه ها و مباحث مطرح در شاخه بالینی از دانش روانشناسی صحبت کردند.
بنابراین اگر منظور از این اصطلاح داشتن یک استعداد خاص و تقریبا ذاتی و غیر اکتسابی در تشخیص و این برنامه هاست، اگر هم بپذیریم چنین چیزی با اون شدت مورد نظر وجود داره ، باز ربطی به کنکور پیدا نمیکنه. چنان که افتد و دانی...
اما نظر خود من اینه که حتی چیزی به عنوان شم بالینی که عبارت باشه از یک استعداد ذاتی؛ به اون شدت وجود نداره.
ابتدا باید پایه ها و لوازم تئوریک دانش روانشناسی رو کسب کرد. بعد از اون باید مدت مناسبی تحت آموزش و تمرین عملی قرار گرفت. در این مرحله اگر توانایی وجود داشته باشه تقویت میشه (لطفا به تفاوت چیزی که بهش میگن شم و توانایی دقت بفرمایید.)
محل سنجش این توانایی هم منطقا بالین خواهد بود.
یکشنبه 29 شهریور 1394 06:01 ب.ظ
سلام
حقیقتا برخود وظیفه می دانم که از زحمات جناب آقای فرج خواه و همچنین سرکارخانم حاج رسولیها ،صاحب این وبلاگ مفیدتشکر و قدر دانی کنم .
من که از کلیه مطالب استفاده نموده واز صمیم قلب آرزوی موفقیت برای هر دو بزرگوار راخواهانم.براساس فراوان
زینب حاجی رسولیها
فرج خواه:سلام مریم فاطمی گرامی.
بنده هم از شما و صاحب محترم وبلاگ تشکر میکنم.
شنبه 28 شهریور 1394 11:13 ب.ظ
سلام
اقای فرج خواه حقیقتا حرفی زدید که من میخاستم بهتون تذکر بدم.اگر دوستان ازتون تعریف وتشکر می کنند که بعضا خیلی هم پرآب و تاب,شما دچار اعتمادبه نفس کاذب نشیدا!تعریف و تمجید برای گونه آدمی زاد واقعا سم هستش.یه حسی به آدم میده که واقعا بده.تازه جلوی پیشرفت رو میگیره.
زینب حاجی رسولیها
فرج خواه: سلام
جمله آخر؛ همون آفتی هست که شخص با فیس و ورم الکی، به خودش وارد میکنه.
گندیدن...
فقط باید خدمتتون اکیدا متذکر بشم که اگر دوستی مثل عاطفه لطفی به من داشته از روی محبتش بوده.
اگر مشکلی پیش بیاد یقینا مربوط به من و و ضعفهام هست.
در واقع مخاطب جوابی که به عاطفه گرامی دادم، شخص خودم بودم و خواستم اینجوری یقه خودم رو بگیرم.
جسارتا از ادامه دادن این بحث خیلی خجالت میکشم چون فوق العاده سخیف هست.ممنون میشم اگر بحثی هست، در موضوع باشه.
شنبه 28 شهریور 1394 05:20 ب.ظ
جواب سوال اخر متن صریح کتاب شاملوست. باز هم تشکر اقای فرج خواه از تلاش بی دریغتون
زینب حاجی رسولیها
فرج خواه: خیلی ممنون. دیدم. صحیح میفرمایید. همونطور که عرض شد کم دقتی از من بود. کتاب دکتر شاملو رو بررسی کرده بودم. اما نه خیلی با دقت. عوضش برای همین سوال تقریبا چند کتاب مشخصا مربوط به مصاحبه رو بررسی کردم. مهمترینش هم جلد دوم از کتاب
"اصول مصاحبه بالین بر اساس DSM. IV. TR ؛ بیمار مشکل" اثر اوتمر و اوتمر ، ترجمه نصر اصفهانی بود که فصل اولش به حجم تقریبا 50 صفحه مربوط به مصاحبه با مبتلایان به اختلالات تبدیلی هست. این رو گفتم جهت اطلاع علاقه مندان.
راهنمایی شما رو اضافه میکنم. باز هم ممنون.
شنبه 28 شهریور 1394 03:17 ب.ظ
سلام
از لطفتون بسیار سپاسگذارم
چقدر خوشحالم که می تونم از اطلاعات ، شخصی با این همه آگاهی و معلومات بهره ببرم .
من تازه فهمیدم چقدر منابع متنوع و زیاد می ترسم زمان کم بیارم .
زینب حاجی رسولیها
فرج خواه:سلام
لطف دارید ولی کدوم آگاهی و معلومات؟! در آوردن چار خط مطلب از توی چارتا کتاب اسمش آگاهی و معلومات نیست.
جسارتا همین شماها هستید که با اینجور تعریف و تشکرتون -که البته از سر لطفه -باعث میشید چارتا آدم سست عنصر مثل من واقعا هوا ورشون داره ؛ که نه! جدی جدی مثل اینکه من یه چیزی هستم!. بعد یه آفت به خودشون بزنند و صدتا به جامعه...
دوم اینکه؛ دانستن ترس داره.اما ضرر نه.این نادانی هست که ما همیشه چوبش رو میخوریم.
هر چند منظور من از این مطلب معرفی منابع نبوده ،با این حال یقینا الان شما نسبت به پیش از دونستن این مطالب کمتر ضرر میکنید.
قبلا نمیدونستید که نمیدونید و این یعنی جهل مرکب اما حالا میدونید که نمیدونید و این یعنی انگیزه فعالیت و جستجو هر چند همراه با مشقت...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.