تبلیغات
کنکور ارشد روانشناسی - لیست رتبه های زیر 200 آزمون ارشد روانشناسی 96
 
کنکور ارشد روانشناسی
هر آنچه برای قبولی در کنکور ارشد روانشناسی نیاز دارید
درباره وبلاگ


این وبلاگ زیر نظر
زینب حاجی رسولیها
دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی دانشگاه شهیدبهشتی
اداره می شود.

رتبه 2 روانشناسی در کنکور دکتری

رتبه 7 روانشناسی عمومی و
23 روانشناسی بالینی
در کنکور کارشناسی ارشد

کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه تهران

کارشناسی مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی شریف

یک سال سابقه مشاوره تخصصی دپارتمان روانشناسی
در موسسه ماهان

6 سال مشاوره کنکور ارشد روانشناسی



""لطفا نظرات خود را به صورت خصوصی ارسال نکنید!""

لطفا سوالات خود را در پست مرتبط درج کنید


تلگرام منشی: خانوم ندا راستگو : nr789@

حتما در کانال تلگرام عضو شوید
https://telegram.me/ravan_hajirasouliha

مدیر وبلاگ : زینب حاجی رسولیها
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 

سالی که گذشت، یکی از بدترین سالهای زندگی من بود، اوایل تابستان گذشته، تعداد بسیاری مشاوره گرفتم و برخلاف سالهای قبل از آن،  بدون محدودیت، هرکسی  را برای مشاوره پذیرفتم.

دوماهی از تابستان گذشته بود که یک روز صبح پدرم با من تماس گرفت  و خبر نتیجه پاتولوژی مادرم را به من داد: مادر عزیزتر از جانم سرطان داشت. مادری که همیشه زندگی سلامتش زبانزد همه بود. ورزش و رژیم غذایی همیشگیش ، تحسین همه را در پی داشت. فاکتورهای خونی همیشه متناسب و خلاصه ادمی سالم تر از "مامان" جایی نبود . درجه استادی مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف را داشت (دارد). مگر میشد؟ مامان؟ هیچ کس هم نه. مامان؟

دنیا بر سرم خراب شده بود

میگفتم کاش من مرده بودم ولی مامان طوریش نمی شد

 

بعد از هضم این شوک. اطلاع از اینکه خب پروسه درمان به چه شکله. اول شیمی درمانی چند جلسه و بعد عمل برای برداشتن عضو سرطانی و بعد دوباره شیمی درمانی و رادیو تراپی و و و

با شنیدن اسم شیمی درمانی دوباره سرم گیج رفت.

 

همه خانواده بسیج شدن. باید زود درمان را شروع میکردیم.

 

وای چه کنم با این همه مشاوره؟

مگه میشه این همه آدمی رو که بهشون قول دادی تا اخر باهاشون میمونی، همین اول کار ول کنی؟

به کسی هم اونقدر اعتماد نداری که مثل خودت از خواب شبش بزنه برای کمک به بچه ها. واسه هر کدوم دونه دونه وقت بذاره فکر کنه ببینه بهترین کار براش چیه.

میرم جلو تمام تلاشمو میکنم خدا کمک میکنه. فوقش رواندرمانی توی کلینیک رو میذارم کنار. درس رو میذارم کنار. ولی بچه ها رو نمیتونم ول کنم. یک سال شونو به من سپردن.

شبها خوابم نمی بره. بلند میشم برنامه هاشونو می نویسم. چندتایی شون شرایط سختی دارن. خیلی باید فکر کنم ببینم براشون چه کار باید کرد.

 

هفته اول شیمی درمانی، مامان خیلی حالش بد میشه. مجبور میشم همه مشاوره ها رو کنسل کنم. باید پیشش باشم. کس دیگه ای هم نیست. دختر بزرگتر بار روی دوشش خیلی سنگینه.

خیلی احساس گناه میکنم. بخاطر بچه ها. شروع میکنم به مشاوره تلگرامی اونهایی که مشاوره شونو کنسل کردم. بدون هزینه. چون بواسطه من جلسه شون کنسل شده. توی بیمارستانم. نصف شبه دیگه. چراغ اتاق خاموشه مامان باید استراحت کنه. مشاوره میدم تند و تند.

 آرزو اینطوری بخون. بفهم بعدا حفظ میشی با دوره.

نیلوفر الان خلاصه نویسی نه.

ریحانه تست زدن شروع کن. یکی درمیون بزن. یه سری نگه دار برای دوره بعد.

دوهفته ی بعد خوب طی میشه. هفته بعد دوباره شیمی درمانی. دوباره حال خراب مامان. دوباره بیمارستان. هیچ کس رو نداریم. زینب روزا و شبا باید بمونی. دوباره مشاوره ها کنسل. دوباره مشاوره تلگرامی رایگان. دوباره عذرخواهی از بچه ها.

چقد سخت شده زندگی. تو بیمارستان نمیتونم خیلی بخوابم. فرداش چندساعتی که میرم بیرون، میرم دفتر و دوباره مشاوره. و شب دوباره بیمارستان. ....

موقع عمل مامان میرسه. پشت در اتاق عمل نشستیم با بابا، خواهرم حال روحیش خوب نیست بخاطر مامان. کوچیک تره. ضعیف تره. باید حواسم به اونم باشه. خیلی زیاد.

گروه ۶۰ نفره داریم با بچه ها. پیامهاشون، دعا برای سلامتی مامان. گریه م میگیره. میگن میدونیم خیلی قوی هستی مشاور عزیزم.

انگار دیگه نمیتونم. بغضم می ترکه. خدایا کمک مون کن.

 

عمل تموم میشه. مشاوره ها همچنان پرفشار ادامه داره. مامان نیاز به مراقبت ۲۴ ساعته تو بیمارستان داره. از خواب شبم میزنم. ولی برای بچه ها چیزی کم نمیذارم. ویس میدم. تایپ میکنم. هرجور که میتونم.

 

ضعیف شدم. حالا هی مریض میشم. سرماخوردگی های طولانی. حالا با صدای گرفته مشاوره میدم. بازم عذرخواهی از بچه ها.

 

باز هر از گاهی مامان حالش بد میشه،

 نگار ببخشید شب باهات تلگرامی صحبت میکنم و جلسه ت رایگانه.

مریم منو ببخش جبران میکنم برات فردا.

همینجوری پیش میره تا اردیبهشت. به همه شون خلاصه هامو دادم.   کارشون یکمی راحت تر شده  .... داره تموم میشه این سال سخت.

بچه ها خیلی خوب اومدن تا اینجا. من کم نذاشتم. اونام کم نذاشتن. وقتی میبینن من با این سختی دارم کمک میکنم بهشون ، اونام انگیزه میگیرن، میخونن و تلاش میکنن و خوشحالم میکنن

 

..... و حالا تموم شد

 

عالی بودین بچه ها. عالی. از همه تون ممنونم. اینکه پذیرفتین این یک سال یکمی غیر روتین باشه ازتون ممنونم. اینکه باهام همراهی کردین ازتون ممنونم. اینکه با تلاش تون خوشحالم کردین ازتون ممنونم. اینکه نذاشتید خستگی یک سال به تنم بمونه ازتون ممنونم.

حلالم کنید اگر در حق­تون کوتاهی ای کردم. و بدونید تمام سعیمو کردم که این اتفاق نیفته. دوست داشتم بهترین باشم براتون. امیدوارم که بوده باشم.

شما که بهترین بودید برای من.

 

باعث افتخارم هستید. 

 

مریم رادمهر  ۲۷ بالینی (مشاوره دو هفتگی)

آرزو فلاح   ۳۳ بالینی( مشاوره هفتگی  تغییر رشته ای)

اکرم عباسی   ۳۷ بالینی(مشاوره ماهیانه. تغییر رشته ای )

نرگس سرداری    ۳۷ عمومی(چند جلسه. تغییر رشته ای )

نیلوفر فارسی جانی    ۳۹ بالینی(مشاوره ماهیانه)

ریحانه زلفی   ۵۸ بالینی(مشاوره دوهفتگی)

آرزو فرزانه   ۶۸ بالینی(مشاوره ماهیانه. تغییر رشته ای)

سمانه لسانی    ۸۳ عمومی (مشاوره دوهفتگی. تغییر رشته ای)

نگار اکبری     ۹۴ بالینی (مشاوره دوهفتگی. تغییر رشته ای )

مرضیه شهریاری. ۱۰۹ بالینی (مشاوره دوهفتگی)

هدی حسنی   ۱۱۴ عمومی و ۱۴۶ بالینی (مشاوره دوهفتگی. تغییر رشته ای )

نرگس سرداری. ۱۲۶ بالینی (چند جلسه. تغییر رشته ای)

زهرا اسحاقی   ۱۱۲ عمومی و ۱۵۱ بالینی  (مشاوره دوهفتگی. تغییر رشته ای)

شجاع جمالی   ۱۴۵بالینی (مشاوره هفتگی. تغییر رشته ای )

منا مجیدی   ۱۷۱ بالینی (مشاوره دوهفتگی. تغییر رشته ای )  

مهدی قبادی   ۱۸۰ بالینی (مشاوره هفتگی، تغییر رشته ای)

.                        ۱۶۴ عمومی (مشاوره هفتگی. تغییر رشته ای)

پریسا پیشدادیان     ۱۹۳ عمومی (مشاوره ماهیانه. تغییر رشته ای)

سجاد قلی نیا.   ۱۸۶ بالینی (چندجلسه )

 

۱۰ رتبه زیر ۱۰۰

و ۲۰ رتبه زیر ۲۰۰.

 

که همگی میتونن در دانشگاه های خوب کشور تحصیل کنند. مبارکشون باشه   نتیجه زحمات شون رو دیدند.

 

زینب حاجی رسولیها

خرداد ۹۶

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 22 شهریور 1396
زینب حاجی رسولیها
چهارشنبه 11 بهمن 1396 12:29 ب.ظ
سلام می بخشید من میتونم با "خانم زهرا اسحاقی كه رتبه ١٥١بالینی سال ٩٦" صحبت كنم میخوام از ایشون راهنمایی بگیرم چون ایشون همون دانشگاه فارابی كه مد نظرم قبول شدن به علاوه منم قم هستم با وجود ایشون امكان مشاوره حضوری برای من فراهم میشه ؟!
من قبلا ایمیل دادم و كامنت گذاشتم خواهش میكنم جوابم بدین
زینب حاجی رسولیها ایشون مشاور نیستند
جمعه 5 آبان 1396 06:13 ق.ظ
سلام زینب خانم عزیز. دلم تنگ شده بود و خواستم سری بزنم به اینجا .سال کنکور من اگر یادتون باشه برام سخت بود . از خواب زدن و بچه داری و ... . اما خدا رو شکر با راهنمایی های دقیق و حرفه ای شما نتیجه دلخواهم رو گرفته بودم و در دانشگاه مد نظر قبول شدم . ان شاء الله که حال مادرتون بهتر باشه . از اینکه از نتیجه زحماتتون راضی هستین خوشحالم .
زینب حاجی رسولیها سلام ممنونم از شما. انشالله در مقاطع بالاتر ببینمتون
چهارشنبه 12 مهر 1396 04:48 ب.ظ
سلام خانم حاجی رسولیها.من ترم یک کارشناسی روانشناسی هستم و میخوام ارشد بالینی قبول شم.میخواستم بدونم شما چه منابعی رو توصیه میکنید که از الان کار کنم.هیلگارد رو میخواستم بگیرم که دیدم تو وبلاگتون زدید برای ارشد عمومی هستش‌.اگر میشه با تجربه ای که دارید من رو راهنمایی کنید که چه راهی رو از الان پیش بگیرم و چه کتاب هایی بخونم ممنونتون میشم.
زینب حاجی رسولیها لطف میکنید اگر پستها رو بخونید
پنجشنبه 6 مهر 1396 01:57 ب.ظ
سلام خانم حاج رسولی های خیلی عزیزم .خیلی خیلی متاسف شدم بابت بیماری مادرتان .امیدوارم سلامتی اشون رو به دست بیارن. با این که دوسال از زمان کنکور ارشدم گذشته اما هم چنان یاد اون روزهای پربحث و پرتب و تاب صفحه تون که همه مون مثل خونه امن امان توش حضور داشتیم، خوندن برای ارشد رو برام تبدیل به یک خاطره و درس فراموش نشدنی کرده است.
زینب حاجی رسولیها موفق باشید نیره جان. و ممنونم از همدردی تون
سه شنبه 4 مهر 1396 04:50 ق.ظ
سلام خانم حاج رسولیها وقت بخیر
یادتون هست مشاوره انتخاب رشته با هم صحبت کردیم و بهتون گفتم نزدیک بودن به گرگان واسم مهمه ، خدا رو شکر نزدیکترین دانشگاه سراسری به گرگان یعنی روزانه سمنان قبول شدم
بابت مطالب وبلاگ و کانال ، جزوه هایی که گرفتم و مشاوره انتخاب رشته از شما سپاس گذارم
بعد از اعلام جواب نهایی رفتم واسه نام نویسی و بعد با خیال راحت رفتم مسافرت(بابت تاخیرم در پیام شرمنده)
زینب حاجی رسولیها موفق باشید
چهارشنبه 22 شهریور 1396 10:51 ب.ظ
خانم حاجی رسولیهای عزیز ممنون که در سال گذشته پایداری کردید و صبوری به خرج دادید برای ما. با راهنمایی های شما طی کردن این راه سخت خیلی آسون تر شد. شما به تلاش های ما جهت درست دادید. برای مادر گرامیتون آرزوی سلامتی دارم و امیدوارم همیشه پیروز و سربلند باشید.
زینب حاجی رسولیها موفق باشی پریسا جان
چهارشنبه 22 شهریور 1396 05:28 ب.ظ
سلام درود خانم حاجی رسولیها ارزوی سلامتی برای شما و مادر که بزرگترین نعمته
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.